gaps in knowledge
شکافهای موجود در دانش
fill the gaps
پر کردن شکافها
bridge the gaps
عبور از شکافها
close gaps
بستن شکافها
gaps remain
شکافها باقی میمانند
address gaps
رسیدگی به شکافها
identifying gaps
تشخیص شکافها
gaps exist
شکافها وجود دارند
narrow gaps
باریک کردن شکافها
huge gaps
شکافهای بزرگ
there are gaps in my knowledge of ancient history.
دانش من در مورد تاریخ باستان دارای شکافهایی است.
we need to fill the gaps in the fence before the dog escapes.
ما باید شکافهای حصار را قبل از فرار سگ پر کنیم.
the company is trying to fill gaps in the market with a new product.
شرکت در تلاش است تا شکافهای بازار را با یک محصول جدید پر کند.
the interview revealed gaps in his experience for the role.
مصاحبه شکافهایی در تجربه او برای این نقش نشان داد.
bridging the gaps between different departments is crucial for success.
پر کردن شکاف بین بخشهای مختلف برای موفقیت بسیار مهم است.
the research identified gaps in our understanding of the phenomenon.
تحقیقات شکافهایی در درک ما از این پدیده شناسایی کرد.
we noticed gaps in the security system that needed addressing.
ما متوجه شکافهایی در سیستم امنیتی شدیم که نیاز به رسیدگی داشت.
the schedule has gaps; we can squeeze in another meeting.
تقویم دارای شکافهایی است؛ میتوانیم یک جلسه دیگر را در آن بگنجانیم.
there were significant gaps in the data that made analysis difficult.
شکافهای قابل توجهی در دادهها وجود داشت که تجزیه و تحلیل را دشوار میکرد.
closing the gaps in communication improved team collaboration.
بستن شکافها در ارتباطات باعث بهبود همکاری تیمی شد.
the road had large gaps where the asphalt had crumbled away.
جاده دارای شکافهای بزرگ بود که آسفالت از آن جدا شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید