slunk

[ایالات متحده]/slʌŋk/
[بریتانیا]/slʌŋk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور پنهانی یا مخفیانه حرکت کرد; حیوانات زودرس زایمان کردند; به طور مخفیانه فرار کرد یا گریخت. Past participle: slunk.

عبارات و ترکیب‌ها

slunk away

به خفا دور شد

جملات نمونه

all the staff have slunk off home.

همه کارکنان به طور ناگهانی به خانه رفتند.

slunk away ashamed; a cat slinking through the grass toward its prey.

با شرمساری دور شد؛ گربه‌ای که در میان علف‌ها به سمت طعمه‌اش می‌خزد.

The thief slunk away in the darkness.

سارق در تاریکی شب پنهان شد.

She slunk into the room unnoticed.

او بدون اینکه کسی متوجه شود وارد اتاق شد.

The cat slunk behind the bushes.

گربه پشت بوته ها پنهان شد.

He slunk out of the meeting early.

او زودتر از موعد از جلسه خارج شد.

The spy slunk through the shadows.

جاسوس در میان سایه‌ها حرکت کرد.

The fox slunk back into the forest.

روباه دوباره به جنگل پنهان شد.

She slunk away from the confrontation.

او از رویارویی دور شد.

The snake slunk silently across the path.

مار به آرامی از مسیر عبور کرد.

He slunk past the security guards.

او از کنار نگهبانان عبور کرد.

The criminal slunk into the alley.

جنایتکار وارد کوچه شد.

نمونه‌های واقعی

Slowly, Scar slunk out in the sunshine.

به آرامی، اسکار از زیر نور خورشید بیرون خزید.

منبع: The Lion King (audiobook)

And it slowly slunk to later in the meal.

و به آرامی تا زمانی که زمان صرف غذا رسید، خزید.

منبع: BBC Ideas Selection (Bilingual)

I'd crawl somewhere to a cave, and slink there.

به جایی مثل غار می‌خزیدم و آنجا خزیده و می‌ماندم.

منبع: Moby-Dick

A jaguar's patterns help it slink undetected across the sun-dappled rainforest floor.

الگوهای جگوار به آن کمک می‌کنند تا به طور نامحسوس در میان کف جنگل آفتابی خزیده و حرکت کند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Collection, October 2016

Crookshanks gave him up as a bad job and slunk away under Hermione's chair.

کروکشینک او را رها کرد و زیر صندلی هرمیون خزیده و دور شد.

منبع: 5. Harry Potter and the Order of the Phoenix

Turning back toward his den, he slunk away, disappearing into the darkness.

با بازگشت به سمت لانه‌اش، خزیده و دور شد و در تاریکی ناپدید شد.

منبع: The Lion King (audiobook)

He looked down and saw the caretaker's skeletal grey cat, Mrs Norris, slinking past him.

نگاهی به پایین انداخت و گربه خاکستری اسکلتی سرپرست، خانم نوریس، را در حال عبور دید.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

Death, which his musical energy had succeeded in banishing, now slunk back, first among his mentors and then his friends.

مرگ، که انرژی موسیقیایی او موفق به تبعید آن شده بود، اکنون بازگشت و ابتدا در میان مربیان و سپس دوستانش خزید.

منبع: The Economist (Summary)

He saw the tiger slinking toward them.

او ببر را در حال خزیدن به سمت آنها دید.

منبع: The Jungle Book

Next it was the writer, quietly slinking away.

بعد نوبت نویسنده بود که به آرامی خزیده و دور می‌شد.

منبع: Friday Flash Fiction - 100-word Micro Fiction

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید