slip on
لغزش روی
slip off
لغزش از
slippery floor
کف لغزنده
slip and fall
لغزش و سقوط
slippery slope
شیب خطرناک
let slip
ناخواسته گفتن
slip away
فرار کردن
slip in
وارد شدن
slip into
وارد شدن به
strike slip
لغزش ضربهای
slip surface
سطح لغزش
slip line
خط لغزش
deposit slip
برگ واریز
slip velocity
سرعت لغزش
slip out
بیرون آمدن
slip ratio
نسبت لغزش
slip by
گذشتن
slip up
اشتباه کردن
slip form
فرم لغزش
slip ring
حلقه لغزش
slip casting
ریختهگری لغزنده
slip out of
بیرون رفتن از
slip plane
صفحه لغزش
I nearly slipped on the wet floor.
من تقریباً روی کف خیس لیز خوردم.
She slipped a note into his pocket.
او یک یادداشت را در جیب او انداخت.
He slipped quietly out of the room.
او به آرامی از اتاق خارج شد.
The pen slipped from my fingers.
خودکار از دست من لیز خورد.
She slipped into her favorite dress for the party.
او برای مهمانی لباس مورد علاقه خود را پوشید.
He tried to slip past the security guard unnoticed.
او سعی کرد بدون اینکه متوجه شود از کنار نگهبان امنیتی عبور کند.
The secret slipped out during the heated argument.
این راز در طول بحث داغ فاش شد.
She slipped on her new shoes and fell down the stairs.
او با کفشهای جدیدش لیز خورد و از پلهها افتاد.
He slipped up and revealed the surprise party plan.
او اشتباه کرد و طرح مهمانی غافلگیری را فاش کرد.
I need to slip away from the meeting early.
من باید زودتر از جلسه دور شوم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید