approached

[ایالات متحده]/[əˈprəʊtʃt]/
[بریتانیا]/[əˈproʊtʃt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به مکانی یا شخصی نزدیک شدن؛ شروع به داشتن ویژگی یا حالتی خاص؛ برخورد با یک کار یا مشکل به روش خاص؛ نزدیک شدن در زمان یا درجه.
n. رویکرد به مکانی یا شخصی؛ روش یا نحوه انجام کاری.

عبارات و ترکیب‌ها

approached cautiously

با احتیاط نزدیک شد

approached the door

در را نزدیک شد

approaching quickly

به سرعت نزدیک می‌شود

approached him

به او نزدیک شد

approached the house

خانه را نزدیک شد

approached slowly

به آرامی نزدیک شد

approached the finish

خط پایان را نزدیک شد

approached the problem

مشکل را نزدیک شد

approached the building

ساختمان را نزدیک شد

approached the station

ایستگاه را نزدیک شد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید