strolled

[ایالات متحده]/[strəʊld]/
[بریتانیا]/[ˈstrɔʊld]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به آرامی قدم زدن؛ سرگردانی کردن یا پرسه زدن.

عبارات و ترکیب‌ها

strolled along

گام برداشت

she strolled

او قدم زد

strolling through

در حال قدم زدن در میان

we strolled

ما قدم زدیم

strolled past

کنار قدم زد

strolling slowly

به آرامی قدم زد

they strolled

آنها قدم زدند

strolling around

در اطراف قدم زد

he strolled

او قدم زد

strolling by

کنار قدم زد

جملات نمونه

we strolled along the beach, enjoying the sunset.

ما در امتداد ساحل قدم زدیم و از غروب لذت بردیم.

they strolled through the park, hand in hand.

آنها دست در دست در پارک قدم زدند.

i strolled past the shops, window shopping.

من از کنار مغازه‌ها قدم زدم و به ویترین‌ها نگاه کردم.

he strolled around the city center, taking photos.

او در مرکز شهر قدم زد و عکس گرفت.

she strolled leisurely through the botanical gardens.

او به آرامی در باغ گیاه‌شناسی قدم زد.

we strolled down the lane, admiring the flowers.

ما در امتداد مسیر قدم زدیم و گل‌ها را تحسین کردیم.

the couple strolled across the bridge, holding hands.

آنها دست در دست از روی پل قدم زدند.

i strolled back to the hotel after dinner.

من بعد از شام به سمت هتل قدم زدم.

they strolled through the market, sampling local delicacies.

آنها در بازار قدم زدند و غذاهای محلی را امتحان کردند.

we strolled along the riverbank, watching the ducks.

ما در امتداد ساحل رودخانه قدم زدیم و به اردک‌ها نگاه کردیم.

he strolled into the cafe, looking for a table.

او وارد کافه شد و به دنبال میز گشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید