smartly

[ایالات متحده]/'sma:tli/
[بریتانیا]/ˈsm ɑrtlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز مرتب و شیک در ظاهر یا رفتار، به طرز هوشمندانه

عبارات و ترکیب‌ها

dress smartly

لباس مناسب بپوشید

answer smartly

به هوش و ذکاوت پاسخ دهید

work smartly

به صورت باهوشانه کار کنید

invest smartly

به صورت باهوشانه سرمایه گذاری کنید

spend smartly

به صورت باهوشانه هزینه کنید

جملات نمونه

He stepped back smartly from the edge.

او با احتیاط از لبه عقب نشینی کرد.

Her children are always smartly turned out.

فرزندان او همیشه به خوبی و با وقار لباس می پوشند.

she was smartly turned out and as well groomed as always.

او به خوبی لباس پوشیده بود و همیشه به خوبی مرتب بود.

most creatures conk out smartly once they have passed on their genes.

اکثر موجودات به سرعت از هوش می روند وقتی که ژن های خود را منتقل کرده اند.

With his bold brush stroke, exact impasto, and, he smartly turns the visual games and subject matter into his own painterly game, a pictorial world that reflects changing reality.

با خطوط قلم‌مو جسورانه، امپاستوی دقیق و باهوشانه، او بازی‌های بصری و موضوع را به بازی نقاشی خود تبدیل می‌کند، دنیایی تصویری که بازتابی از واقعیت در حال تغییر است.

As the case stands, this system runs steadily, controls smartly, achieves the entire function request, and incarnates the characteristic and advantage of the intelligential measure & control node.

همانطور که وضعیت است، این سیستم به طور مداوم اجرا می شود، به طور هوشمندانه کنترل می شود، درخواست عملکرد کامل را بدست می آورد و ویژگی و مزیت گره اندازه گیری و کنترل هوشمند را تجسم می بخشد.

نمونه‌های واقعی

" Specialis Revelio! " she said, rapping it smartly on the front cover.

" Specialis Revelio! " او گفت، باهوشانه آن را به طور محکم روی جلد کتاب زد.

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

And if you dress up very smartly, you might wear this.

و اگر خیلی باهوشانه لباس بپوشید، شاید این را بپوشید.

منبع: Grandpa and Grandma's English and American Pronunciation Class

Okay, so you can say to wear casual clothes or to dress more smartly.

باشه، پس می توانید بگوئید لباس های معمولی بپوشید یا باهوشانه تر لباس بپوشید.

منبع: Fastrack IELTS Speaking High Score Secrets

My friend volunteered to go and see. I think you'll own he did it smartly.

دوست من داوطلب شد برود و ببیند. فکر می کنم شما مالک خواهید بود که او باهوشانه انجام داد.

منبع: A Study in Scarlet by Sherlock Holmes

Smartly using up every ingredient you buy.

با استفاده باهوشانه از تمام مواد اولیه ای که خریداری می کنید.

منبع: Gourmet Base

When you do move, move smartly.

وقتی حرکت کردید، باهوشانه حرکت کنید.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Oh yes – a black-tie event means we have to dress smartly.

اوه بله - یک رویداد رسمی به این معنی است که ما باید باهوشانه لباس بپوشیم.

منبع: BBC Authentic English

In department stores smartly dressed women help you use the lifts.

در فروشگاه های بزرگ، زنان باهوشانه لباس پوشیده به شما کمک می کنند از آسانسورها استفاده کنید.

منبع: The Economist - Finance

Down they sat again, and recommenced with single guinea stakes; and the play went on smartly.

آنها دوباره نشستند و با شرط های یک گینی دوباره شروع کردند؛ و بازی باهوشانه ادامه یافت.

منبع: Returning Home

Well, you said that I should dress smartly for our online meeting!

خب، شما گفتید که من باید برای جلسه آنلاین خود باهوشانه لباس بپوشم!

منبع: BBC Authentic English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید