wisely

[ایالات متحده]/'waizli/
[بریتانیا]/ˈ waɪzlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز هوشمندانه; با حکمت; با احتیاط.

عبارات و ترکیب‌ها

act wisely

عمل عاقلانه انجام دهید

choose wisely

انتخاب کنید با دقت

spend money wisely

پول را به عاقلانه خرج کنید

invest wisely

به طور عاقلانه سرمایه گذاری کنید

use time wisely

زمان را به عاقلانه استفاده کنید

جملات نمونه

Invest your money wisely.

سرمایه خود را به درستی سرمایه‌گذاری کنید.

She wisely chose to ignore the rude comments.

او باهوشانه تصمیم گرفت نظرات بی‌ادبانه را نادیده بگیرد.

It is important to choose your words wisely.

انتخاب کلمات خود با دقت مهم است.

He wisely decided to seek professional help.

او باهوشانه تصمیم گرفت کمک حرفه‌ای دریافت کند.

Parents should teach their children to spend money wisely.

والدین باید به فرزندان خود آموزش دهند که عاقلانه پول خرج کنند.

She used her time wisely to finish the project ahead of schedule.

او زمان خود را به درستی به کار برد تا پروژه را زودتر از موعد به پایان برساند.

In business, it's crucial to make decisions wisely.

در کسب و کار، تصمیم‌گیری با دقت بسیار مهم است.

He wisely avoided getting involved in the argument.

او باهوشانه از درگیری در بحث اجتناب کرد.

She wisely chose to prioritize her health over work.

او باهوشانه تصمیم گرفت سلامتی خود را بر کار اولویت دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید