Is he stupid or what?
او احمق است یا چی؟
a big stupid lubberly fellow.
یک مرد بزرگ و احمقانه و بد دهن.
A stupid fellow is difficult to teach.
یک مرد احمق آموزش دادن به او دشوار است.
she was ignorant, but not stupid or blind.
او نادان بود، اما نه احمق و نه کور.
I was stupid enough to think she was perfect.
من به اندازه کافی احمق بودم که فکر کردم او کامل است.
you're not a coward, stupid!.
تو یک ترسجو نیستی، احمق!
That last stupid bungle of his is the end.
آن اشتباه احمقانه آخر او پایان کار است.
doze over a stupid book
چرت زدن روی یک کتاب احمقانه
He's not stupid, merely ignorant.
او احمق نیست، فقط نادان است.
I’m not stupid, you know.
من احمق نیستم، میدونی.
The man in the post office was too stupid for words.
مرد پستخانه آنقدر احمق بود که نمیشد گفت.
Don’t do that stupid smirky thing.
آن کار احمقانه و خودپسندانه را انجام نده.
"Clearly, Uncle Tom is a very stupid person."
"واضح است که عمو تام شخص بسیار احمقی است."
I simply can't go such stupid behaviour.
من نمی توانم چنین رفتار احمقانه ای را تحمل کنم.
They were stupid not to follow your advice.
آنها احمق بودند که از مشورت شما پیروی نکردند.
speechless with horror. See also Synonyms at stupid
گویی زبانش بند آمده بود از وحشت. همچنین به مترادفها در کلمه احمق مراجعه کنید.
Old Shrimper: Tell me something. Are you stupid or something? Forrest : Stupid is as stupid does, sir.
خرچنگ پیر: به من بگو. آیا احمقی یا چیزی؟ فورست: احمق بودن به اندازه احمق بودن انجام می شود، قربان.
an uninspired lecture. See also Synonyms at stupid lively
یک سخنرانی غیر الهام بخش. همچنین به مترادف ها در اینجا مراجعه کنید: احمقانه، پر جنب و جوش
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید