smashed

[ایالات متحده]/smæʃt/
[بریتانیا]/smæʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مست
v. به تکه‌های کوچک شکستن

عبارات و ترکیب‌ها

got smashed

له هم کوبیده شد

smashed into pieces

به تکه های کوچک خرد شده

completely smashed

کاملاً خرد شده

smash up

خراب کردن

smash hit

محبوب‌ترین

جملات نمونه

he smashed the course record.

او رکورد مسیر را شکست.

their plane smashed into a mountainside.

هواپیمای آنها به یک دامنه کوه برخورد کرد.

a smashed collar bone.

استخوان ترقوه شکسته.

They smashed the enemy's defences.

آنها دفاع دشمن را شکستند.

The car smashed into a tree.

ماشین به درخت برخورد کرد.

The firemen smashed in the doors.

آتش نشانان درها را شکستند.

The whole shop was smashed up.

کل مغازه خرد شد.

The thieves smashed the showcase and stole the vase.

سارقان ویترین را شکستند و گلدان را دزدیدند.

A bunch of thugs broke in and smashed the place up.

یک دسته از زورگیرها وارد شدند و همه جا را خراب کردند.

he smashed it to bits with a hammer.

او آن را با چکش به قطعات خرد کرد.

the panel has been smashed to flinders.

پنل به تکه های کوچک خرد شده است.

he smashed a pane low down in the window.

او یک تکه شیشه را در قسمت پایین پنجره شکست.

the thief smashed a window to get into the car.

سارق برای ورود به ماشین یک پنجره را شکست.

the glass ball smashed instantly on the pavement.

توپ شیشه‌ای به سرعت روی پیاده‌رو خرد شد.

soldiers smashed down doors.

سربازان درها را شکستند.

Donald smashed him over the head.

دونالد ضربه ای به سر او زد.

he smashed home the Tranmere winner.

او گل برنده ترانمیر را به ثمر رساند.

the lorry smashed through a brick wall.

تریلی از میان یک دیوار آجری عبور کرد.

نمونه‌های واقعی

So she smashed in my car windows.

او شیشه‌های ماشین من را شکست.

منبع: 2 Broke Girls Season 3

Oh, I have really have smashed it now.

اوه، من واقعاً آن را خرد کرده ام.

منبع: BBC Authentic English

He wished he had not smashed the bowl of Murtlap essence.

او آرزو داشت کاسه عصاره موردتلپ را خرد نکرده بود.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

The lander has smashed into the surface.

لندینگ به سطح برخورد کرده و خرد شده است.

منبع: Searching for life on Mars

It's gonna be smashed to smithereens.

آن را به ته‌زیر خرد خواهند کرد.

منبع: The History Channel documentary "Cosmos"

If we couldn't have moved it, we would have smashed it down.

اگر نمی‌توانستیم آن را جابجا کنیم، آن را پایین می‌خردیم.

منبع: BBC Ideas Selection (Bilingual)

Australia's east coast has been smashed by heavy rain sparking flash floods.

شرق استرالیا با بارش شدید باران که باعث سیلاب‌های ناگهانی شده، ویران شده است.

منبع: BBC World Headlines

So that's why this and arvo sound like they're smashed together this.

بنابراین به همین دلیل است که این و آورو به نظر می‌رسد که با هم ترکیب شده‌اند.

منبع: Emma's delicious English

Parts of Southern India, meanwhile, are underwater after a tropical cyclone smashed ashore today.

بخش‌هایی از جنوب هند، در همین حال، پس از اینکه یک طوفان استوایی امروز به ساحل برخورد کرد، زیر آب هستند.

منبع: PBS English News

I think 186 are dead in Maskan-e Mehr, the majority of cars are all smashed.”

فکر می‌کنم 186 نفر در مسکان‌الmehr کشته شده‌اند، بیشتر ماشین‌ها خرد شده‌اند.

منبع: VOA Video Highlights

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید