snuggled

[ایالات متحده]/ˈsnʌgld/
[بریتانیا]/ˈsnʌɡəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته snuggle؛ به طور راحت جمع شدن؛ نزدیک بودن به کسی؛ در آغوش گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

snuggled up

در آغوش گرفتن

snuggled close

نزدیک در آغوش گرفتن

snuggled together

در کنار هم در آغوش گرفتن

snuggled in

در آغوش فرو رفتن

snuggled down

در آغوش خوابیدن

snuggled tight

محکم در آغوش گرفتن

snuggled warmly

به گرمی در آغوش گرفتن

snuggled safely

به طور ایمن در آغوش گرفتن

snuggled beside

در کنار در آغوش گرفتن

snuggled against

در مقابل در آغوش گرفتن

جملات نمونه

the cat snuggled up to me on the couch.

گربه کنارم روی مبل دراز کشید.

she snuggled under the warm blanket.

او زیر پتو گرم دراز کشید.

the baby snuggled into her mother's arms.

نوزاد در آغوش مادرش دراز کشید.

they snuggled together to keep warm during the winter.

آنها برای گرم ماندن در طول زمستان در کنار هم دراز کشیدند.

he snuggled his head against her shoulder.

او سرش را به شانه او تکیه داد.

the puppy snuggled against my leg.

سگ بچه کنار پای من دراز کشید.

she loves to snuggle with her favorite teddy bear.

او دوست دارد با خرس عروسکی مورد علاقه اش دراز بکشد.

we snuggled on the sofa while watching a movie.

ما در حالی که فیلم تماشا می‌کردیم روی مبل دراز کشیدیم.

after a long day, i snuggled into bed.

بعد از یک روز طولانی، من دراز کشیدم و به رختخواب رفتم.

the children snuggled up to their father for a story.

کودکان برای شنیدن یک داستان کنار پدرشان دراز کشیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید