solidness

[ایالات متحده]/ˈsɒlɪdnəs/
[بریتانیا]/ˈsɑːlɪdnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت یا حالت جامد بودن

عبارات و ترکیب‌ها

solidness of character

جامد بودن شخصیت

solidness of purpose

جامد بودن هدف

solidness of mind

جامد بودن ذهن

solidness of structure

جامد بودن ساختار

solidness of belief

جامد بودن اعتقاد

solidness in design

جامد بودن در طراحی

solidness of foundation

جامد بودن اساس

solidness of support

جامد بودن پشتیبانی

solidness of form

جامد بودن شکل

solidness in performance

جامد بودن در عملکرد

جملات نمونه

the solidness of the foundation is crucial for the building's stability.

یکپارچگی و استحکام پی برای پایداری ساختمان بسیار مهم است.

she admired the solidness of his argument during the debate.

او در طول بحث، یکپارچگی استدلال او را تحسین کرد.

we need to assess the solidness of the materials before production.

ما باید یکپارچگی مواد را قبل از تولید ارزیابی کنیم.

the solidness of their friendship has stood the test of time.

یکپارچگی دوستی آنها سرسختی زمان را پشت سر گذاشته است.

his solidness in character earned him the respect of his peers.

یکپارچگی او در شخصیت باعث شد که همکاران به او احترام بگذارند.

the solidness of the ice made it safe for skating.

یکپارچگی یخ آن را برای اسکیت ایمن کرد.

she felt a sense of solidness in her decision to move forward.

او احساس یکپارچگی در تصمیم خود برای پیشروی کرد.

the solidness of the rock ensured the safety of the climbers.

یکپارچگی سنگ از ایمنی صخره نوردان اطمینان حاصل کرد.

they were impressed by the solidness of the team's performance.

آنها تحت تأثیر یکپارچگی عملکرد تیم قرار گرفتند.

the solidness of her resolve inspired others to follow.

یکپارچگی اراده او الهام بخش دیگران برای پیروی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید