spacy

[ایالات متحده]/ˈspeɪsi/
[بریتانیا]/ˈspeɪsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بزرگ یا وسیع

عبارات و ترکیب‌ها

spacy room

فضای اتاق

spacy design

طراحی فضایی

spacy layout

چیدمان فضایی

spacy atmosphere

فضای اتمسفریک

spacy car

ماشین فضایی

spacy apartment

آپارتمان فضایی

spacy office

فضای دفتر

spacy kitchen

فضای آشپزخانه

spacy living

فضای نشیمن

spacy environment

محیط فضایی

جملات نمونه

the room feels very spacy and open.

اتاق بسیار بزرگ و باز به نظر می‌رسد.

she has a spacy look in her eyes.

او نگاهی بسیار باز و فارغ در چشمانش دارد.

his thoughts were a bit spacy today.

امروز افکار او کمی باز و فارغ بودند.

the design is modern and spacy.

طراحی مدرن و بسیار بزرگ است.

after the meditation, i felt spacy and relaxed.

بعد از مدیتیشن، احساس بزرگی و آرامش کردم.

she often gets spacy when she's tired.

او اغلب وقتی خسته است، احساس بزرگی می‌کند.

the spacy atmosphere made it hard to concentrate.

فضای بزرگ و باز باعث می‌شد تمرکز کردن سخت باشد.

he has a spacy sense of humor.

او حس شوخ طبعی بسیار باز و فارغ دارد.

the car has a spacy interior design.

ماشین دارای طراحی داخلی بزرگ و باز است.

my mind feels spacy after a long day.

ذهنم بعد از یک روز طولانی احساس بزرگی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید