spawn

[ایالات متحده]/spɔːn/
[بریتانیا]/spɔn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میسل; تخم; نسل

vt. تخم گذاشتن; ایجاد کردن، سبب شدن

vi. تخم گذاشتن; تولید تعداد زیادی نسل

عبارات و ترکیب‌ها

spawn point

نقطه شروع

spawn rate

نرخ تولید

جملات نمونه

the spawning season.

فصل تخم‌ریزی

You young devil's spawn!

شما فرزندان شیطان!

tyranny that spawned revolt.

ظلمتی که شورش را به وجود آورد.

a family that had spawned a monster.

خانواده‌ای که یک هیولا را به وجود آورده بود.

The frogs haven’t spawned yet.

قورباغه‌ها هنوز تخم‌گذاری نکرده‌اند.

the fish spawn among fine-leaved plants.

ماهی‌ها در میان گیاهان با برگ‌های ظریف تخم‌گذاری می‌کنند.

the fish covers its spawn with gravel.

ماهی تخم‌های خود را با شن پوشانده است.

the spawn of chaos: demons and sorcerers.

نتاج آشفتگی: شیاطین و جادوگران.

The moon also triggers the spawning of dog and cubera snappers.

ماه نیز باعث شروع تولید مثل سگ‌ماهی و اسنپر کوبرا می‌شود.

Your drake tank needs to know when and where the three drakes spawn so he is always at the new spawn point before the drake is targetable.

تانک دریک شما باید بداند چه زمانی و کجا سه دریک ظاهر می شوند تا همیشه قبل از اینکه دریک قابل هدف قرار گیرد، در نقطه تولد جدید باشد.

The computer industry has spawned a lot of new companies.

صنعت کامپیوتر بسیاری از شرکت‌های جدید را به وجود آورده است.

the spawning instinct in salmon; altruistic instincts in social animals.

غریزه تخم‌ریزی در ماهی‌های سالمون؛ غرایز نوع‌دوستانه در حیوانات اجتماعی.

the decade spawned a bewildering variety of books on the forces.

دهه، انواع مختلفی از کتاب‌ها در مورد نیروها را به وجود آورد.

why had she married a man who could spawn a boy like that?.

چرا با مردی ازدواج کرده بود که می‌توانست پسری مثل آن را به وجود آورد؟

The Feeler Antlion needs to be kept alive and tanked, and it will spawn an Executioner Antlion periodically.

ملخ جلاد حسگر باید زنده و تقویت شده نگه داشته شود و به طور دوره‌ای یک ملخ جلاد تولید می‌کند.

shotten Recently spawned and thus less desirable as food, e.g. especially said of herring.

به تازگی متولد شده و در نتیجه به عنوان غذا کمتر مطلوب، به عنوان مثال، به ویژه در مورد ماهی هِرینگ گفته می شود.

Artificial credit expansion — credit not funded by savings — creates the business cycle by spawning capital malinvestment.

توسعه اعتبارات مصنوعی - اعتباری که با پس‌انداز تامین مالی نمی‌شود - با ایجاد سرمایه‌گذاری‌های نادرست، چرخه تجاری را ایجاد می‌کند.

residual fecundity The number of vitellogenic or advanced yolked oocytes in ovaries showing postovulatory follicles. This indicates that these emales had already spawned some eggs.

باروری باقیمانده تعداد تخمک‌های زرده‌دار یا پیشرفته در تخمدان‌هایی که دارای فولیکول‌های پس از تخمک‌گذاری هستند. این نشان می‌دهد که این زنان قبلاً تعدادی از تخم‌ها را تخم‌گذاری کرده‌اند.

نمونه‌های واقعی

There's plenty of upside to being the spawn of the fabulously wealthy.

مزایای زیادی برای بودن نواده افراد بسیار ثروتمند وجود دارد.

منبع: Gossip Girl Selected

Unlike other frogs, the horned marsupial frog does not spawn tadpoles in standing water.

برخلاف سایر قورباغه‌ها، قورباغه کیسه‌دار شاخدار در آب راکد تخم‌ریزی نمی‌کند.

منبع: VOA Daily Standard February 2019 Collection

Meantime, the internet is spawning new forms of accountability.

در همین حال، اینترنت در حال ایجاد اشکال جدیدی از مسئولیت‌پذیری است.

منبع: The Economist - Comprehensive

Britain's imperial past and commercial reach mean that it has spawned lots of globally successful consumer brands.

تجربه امپریالیستی و دامنه تجاری بریتانیا به این معناست که تعداد زیادی برند مصرفی موفق جهانی را ایجاد کرده است.

منبع: The Economist - Comprehensive

" What gave you the inspiration for 'Spawn'? "

"چه چیزی الهام‌بخش شما برای 'Spawn' بود؟"

منبع: Connection Magazine

Every investment boom reflects the society that spawned it.

هر رونق سرمایه‌گذاری بازتابی از جامعه‌ای است که آن را ایجاد کرده است.

منبع: The Economist (Summary)

We think Europa has everything it needs to spawn life.

ما فکر می‌کنیم اروپا همه چیزهایی که برای ایجاد حیات لازم است را دارد.

منبع: Crash Course Astronomy

Hiring for soft skills will spawn new risks.

استخدام برای مهارت‌های نرم خطرات جدیدی را ایجاد خواهد کرد.

منبع: The Economist (Summary)

The entertainment industry was spawned by new technology.

صنعت سرگرمی توسط فناوری جدید ایجاد شد.

منبع: Connection Magazine

Standing water has drowned crops and spawned pathogens.

آب راکد محصولات را غرق کرده و پاتوژن‌ها را ایجاد کرده است.

منبع: PBS Interview Environmental Series

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید