spitting image
چهرهشكری
a fire spitting sparks.
آتشي که جرقه به هوا میانداخت.
he was spitting with sudden fury.
او با خشم ناگهانی تف میکرد.
The guns were spitting fire.
تفنگها آتش میریختند.
Spitting in the street leads to the communication of disease.
سرفههای کردن در خیابان منجر به انتقال بیماری میشود.
She’s the spitting image of her mother.
او دقیقا شبیه مادرش است.
We live within spitting distance of the sea.
ما در فاصله کمی با دریا زندگی میکنیم.
These boys insulted a girl by spitting at her.
این پسرها با تف کردن به او، یک دختر را تحقیر کردند.
She was the spitting image of her mother.
او دقیقا شبیه مادرش بود.
Spitting on the street is just not done in polite society.
سرفههای کردن در خیابان در یک جامعه با فرهنگ اصلا درست نیست.
He was spitting out the husks of sunflower seeds on the floor.
او پوستهای تخمهی آفتابگردان را روی زمین میریخت.
That man made me so angry that by the end of the meeting I was spitting blood!
آن مرد من را آنقدر عصبانی کرد که تا پایان جلسه شروع به تف کردن خون کردم!
You'd better call the doctor; the child had been spitting up blood all morning.
بهتر است دکتر را صدا کنید؛ کودک تمام صبح خون تف میکرده است.
Blow up Mode: Shout and holler, bullet-spitting, unselective in words, teeth gritting, insinuating other’s faults.
حالت انفجاری: فریاد و جیغ زدن، پرتاب گلوله، بیپروا در کلمات، کنار زدن دندانها، اشاره به اشتباهات دیگران.
Babies whose moms have too much milk will often exhibit symptoms such as fussing, pulling off the breast, colicky crying, gassiness, spitting up, and hiccupping.
نوزادانی که مادرانشان شیر زیادی تولید میکنند، اغلب علائمی مانند بیقراری، دوری رفتن از پستان، گریه قولنجی، نفخ، بالا آوردن، و ترش کردن را نشان میدهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید