spit it out
بیرون بریز
spit out
بیرون بریز
spit on
به روی چیزی تف کردن
spit upon
به روی چیزی تف کردن
spit at
به روی چیزی تف کردن
spit up
بالا آوردن
spit and polish
پولیش و تمیزکاری
Don't spit on the sidewalk.
به پیادهرو آب نریزید.
Felix is the spit of Rosa's brother.
فلییکس دقیقا شبیه برادر روسا است.
It's very rude to spit at someone.
اینکه به کسی تف کنید بسیار بیادبانه است.
If you must spit at all, please spit in the bucket provided.
اگر مجبورید آب بیندازید، لطفاً آن را در سطل ارائه شده بریزید.
it was enough to make anyone spit blood!.
این به اندازهای بود که باعث شود هر کسی خون به روی زمین بیندازد!
a narrow spit of land shelters the bay.
یک شريط باريك زمين خليج را محافظت ميکند.
break up the top spit with a fork.
قسمت بالای آب انداخته شده را با چنگال جدا کنید.
He's the spit and image of his father.
او دقیقا شبیه پدرش است.
a spit of land tonguing into the bay.
زغاری از زمین که به خلیج دهان باز میکند.
He's the dead spit of his father.
او دقیقا شبیه پدرش است.
Wipe the spit off your chin.
آب انداخته شده از چانهتان پاک کنید.
the spit and hiss of a cornered cat.
خشم و غرش یک گربه گوشه گیر.
the old-fashioned spit-and-sawdust pub.
میخانه قدیمی با حال و هوای سنتی
they gave the dining room some extra spit and polish.
آنها به اتاق غذاخوری کمی بیشتر آب و صیقل دادند.
This table will look as good as new with a bit of spit and polish.
این میز با کمی آب و صیقل مثل نو می شود.
His mucid spit stuck to the side of his shoe.
آب دهانی بدبویش به کنار کفشش چسبیده بود.
She could hardly spit out the hateful words.
او به سختی میتوانست کلمات نفرت انگیز را بیان کند.
If forms the habit which wants to spit spits, will possibly cause polyphagia, the apositia, will burst sadly oneself, cannot attempt rashly.
اگر عادت به سرفه کردن و بیرون راندن ایجاد شود، ممکن است باعث پلیفاژیای (افزایش اشتها)، آپوسیتای (از دست دادن اشتها) شود، و به طرز غم انگیزی منفجر شود، نمیتوان به طور عجولانه تلاش کرد.
she fidgets me with her never-ending spit and polish.
او با تمیز کردن و مرتب کردن بیپایانش من را آزار میدهد.
Did you see her spit on me?
آیا دیدی که به من حرف زد؟
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4You do and then you spit out.
تو انجام میدهی و بعد بیرون میریزی.
منبع: Idol speaks English fluently.You'll get a timeout if you spit again.
اگر دوباره حرف بزنی، زمان استراحت میگیری.
منبع: American Family Universal Parent-Child EnglishAnd he rubs it and spits on it.
و او آن را مالش میدهد و به آن حرف میزند.
منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)You made your point earlier when you spit in my guitar case.
شما قبلاً زمانی که به مورد من حرف زدید، نکته خود را ثابت کردید.
منبع: Friends Season 9I'm gonna roll away before you spit on my screen again.
قبل از اینکه دوباره به صفحه من حرف بزنی، میچرخم و میرم.
منبع: Modern Family Season 6If you don't like it, spit it out.
اگر خوشت نمیاد، بیرون بریزش.
منبع: The Ellen Show" Turn out your pockets, Potter! " he spat suddenly.
" جیبهات رو بیرون بیار، پاتر! " او ناگهان حرف زد.
منبع: 3. Harry Potter and the Prisoner of AzkabanFor ships had to negotiate a long spit of land easily crossed on foot.
چون کشتیها باید یک خلیج طولانی را که به راحتی میتوانستند پیاده عبور کنند، مذاکره کنند.
منبع: A Brief History of the WorldIts name, baba de culebra or the spit of a grass snake.
اسم آن، بابا د کولبرا یا خلیج یک مار چمن.
منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید