spurring

[ایالات متحده]/ˈspɜːrɪŋ/
[بریتانیا]/ˈspɜrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری از spur؛ برای ترغیب یک اسب به حرکت سریع‌تر، به‌ویژه با یک پاشنه؛ برای تشویق یا انگیزه دادن؛ برای سوار شدن بر اسب به‌سرعت

عبارات و ترکیب‌ها

spurring growth

تحریک رشد

spurring innovation

تحریک نوآوری

spurring change

تحریک تغییر

spurring action

تحریک اقدام

spurring development

تحریک توسعه

spurring interest

تحریک علاقه

spurring competition

تحریک رقابت

spurring progress

تحریک پیشرفت

spurring creativity

تحریک خلاقیت

spurring performance

تحریک عملکرد

جملات نمونه

spurring innovation is essential for economic growth.

تحریک نوآوری برای رشد اقتصادی ضروری است.

the coach is spurring the team to perform better.

مربی تیم را به عملکرد بهتر تشویق می‌کند.

her speech was spurring the audience into action.

سخنرانی او مخاطبان را به اقدام تشویق می‌کرد.

spurring creativity can lead to groundbreaking ideas.

تحریک خلاقیت می‌تواند منجر به ایده‌های نوآورانه شود.

they are spurring each other to achieve their goals.

آنها یکدیگر را به دستیابی به اهداف خود تشویق می‌کنند.

the government is spurring investment in renewable energy.

دولت سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر را تشویق می‌کند.

spurring competition can improve service quality.

تحریک رقابت می‌تواند کیفیت خدمات را بهبود بخشد.

he is spurring his colleagues to think outside the box.

او همکاران خود را به تفکر خارج از چارچوب تشویق می‌کند.

the new policy is spurring growth in the tech sector.

سیاست جدید باعث رشد در بخش فناوری می‌شود.

spurring teamwork is critical for project success.

تحریک کار تیمی برای موفقیت پروژه بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید