urge

[ایالات متحده]/ɜːdʒ/
[بریتانیا]/ɜːrdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. با اصرار قوی متقاعد کردن; به شدت تشویق کردن; به طور قاطع حمایت کردن
n. تمایل قوی

عبارات و ترکیب‌ها

strongly urge

تأکید بر درخواست

feel the urge

احساس تشویق

جملات نمونه

the urge for revenge.

تمایل به انتقام

an overpowering urge

یک هوس غلبه‌آمیز

an almost uncontrollable urge to laugh

یک هوس تقریباً غیرقابل کنترل برای خنده

they urged Washington to act.

آنها از واشنگتن خواستند اقدام کند.

I urge you to read both these books.

من از شما می خواهم هر دو کتاب را بخوانید.

the urge for revenge was too elemental to be ignored.

تمایل به انتقام بیش از حد عنصری بود که قابل نادیده گرفتن نبود.

she felt an irresistible urge to object.

او احساس وسوسه اجتناح ناپذیر کرد.

I urge caution in interpreting these results.

من توصیه می کنم در تفسیر این نتایج محتاط باشید.

urge upon sb. the importance of a matter

به کسی اصرار کنید که یک موضوع مهم است

suppressed an urge to laugh.

سرکوب یک میل به خنده.

I had an urge to see him.

من میل داشتم او را ببینم.

felt a desperate urge to tell the truth.

احساس یک میل شدید برای گفتن حقیقت را داشت.

He urged the horse on with a whip.

او با شلاق اسب را به حرکت وا داشت.

exhorted the troops to hold the line.See Synonyms at urge

از سربازان خواست خط را حفظ کنند. برای اطلاعات بیشتر به مترادف ها در بخش "تشویق" مراجعه کنید.

MPs were urged to abjure their Jacobite allegiance.

از نمایندگان خواسته شد که وفاداری خود را به ژاکوبیت ها انکار کنند.

she contained the urge to crown him.

او میل به تاجگذاری او را کنترل کرد.

she felt an urge to fell him to the floor.

او میل داشت او را به زمین بیاندازد.

they urged the troops not to fire on their fellow citizens.

آنها از سربازان خواستند که آتش نکنند.

نمونه‌های واقعی

So how do you overcome the intrinsic urge to put off so many tasks?

چگونه بر غریزه ذاتی به تعویق انداختن بسیاری از کارها غلبه کنیم؟

منبع: Scientific World

Yes, but I have this urge to strive for perfection.

بله، اما من این میل به تلاش برای کمال را دارم.

منبع: Past English CET-4 Listening Test Questions (with translations)

Your body is changing. You're having these different kinds of urges, sexual urges, emotional swings.

بدن شما در حال تغییر است. شما این نوع غریزه های مختلف، غریزه های جنسی، تغییرات احساسی را تجربه می کنید.

منبع: PBS Interview Entertainment Series

“Just let him go, ” Harry urged.

«فقط بذار بره،» هری اصرار کرد.

منبع: Harry Potter and the Sorcerer's Stone

EARLY ON, Trump heeded his top aides when they urged caution.

در اوایل، ترامپ به مشاوران ارشد خود گوش داد زمانی که آنها احتیاط را توصیه کردند.

منبع: Time

Resist the urge to read and respond.

مقاومت در برابر وسوسه خواندن و پاسخ دادن.

منبع: Selected English short passages

I'm here to tell you to resist that urge.

من اینجا هستم تا به شما بگویم در برابر آن وسوسه مقاومت کنید.

منبع: Stanford Open Course: How to Communicate Effectively

Hundreds of people have been urged to leave their home.

صدها نفر از مردم از آنها خواسته شده اند که خانه خود را ترک کنند.

منبع: AP Listening August 2015 Collection

When you can't shake the urge to slack off, then let that fuel you.

وقتی نمی توانید وسوسه تنبلی کردن را از خود دور کنید، اجازه دهید آن به شما سوخت برساند.

منبع: Science in Life

Chuck Roven for giving me the book and urging me onward.

چاک روان برای دادن کتاب به من و تشویق من به جلو.

منبع: Celebrity Speech Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید