squabbled over
بحث و جدل بر سر
squabbled about
بحث و جدل درباره
squabbled for
بحث و جدل برای
squabbled with
بحث و جدل با
squabbled over toys
بحث و جدل بر سر اسباببازیها
squabbled over money
بحث و جدل بر سر پول
squabbled like children
مثل بچه ها بحث و جدل کردند
squabbled endlessly
بی وقفه بحث و جدل کردند
squabbled in public
در حضور عموم بحث و جدل کردند
squabbled over details
بحث و جدل بر سر جزئیات
the siblings squabbled over the last piece of cake.
برادر و خواهرها بر آخرین تکه کیک با هم جر و بحث کردند.
they squabbled about who would take out the trash.
آنها درباره اینکه چه کسی سطل زباله را بیرون ببرد با هم بحث کردند.
the children squabbled during the long car ride.
در طول سفر طولانی با ماشین، بچهها با هم جر و بحث کردند.
friends squabbled over the best place to eat.
دوستان درباره بهترین مکان برای غذا خوردن با هم بحث کردند.
they squabbled constantly, driving their parents crazy.
آنها دائماً با هم بحث میکردند و والدینشان را دیوانه میکردند.
during the meeting, the team members squabbled about the project details.
در طول جلسه، اعضای تیم درباره جزئیات پروژه با هم بحث کردند.
the kids squabbled over whose turn it was to play the game.
بچهها درباره نوبت بازی کردن با هم جر و بحث کردند.
they squabbled about politics, each holding strong opinions.
آنها درباره سیاست با هم بحث کردند، هر کدام نظرات قوی داشتند.
the neighbors squabbled about the property line.
همسایهها درباره خط ملک با هم بحث کردند.
as usual, the kids squabbled over the tv remote.
همانطور که معمول بود، بچهها بر سر کنترل تلویزیون با هم جر و بحث کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید