squabbled

[ایالات متحده]/ˈskwɒbld/
[بریتانیا]/ˈskwɑːbld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بر سر مسائل بی‌اهمیت استدلال یا جدل کرد

عبارات و ترکیب‌ها

squabbled over

بحث و جدل بر سر

squabbled about

بحث و جدل درباره

squabbled for

بحث و جدل برای

squabbled with

بحث و جدل با

squabbled over toys

بحث و جدل بر سر اسباب‌بازی‌ها

squabbled over money

بحث و جدل بر سر پول

squabbled like children

مثل بچه ها بحث و جدل کردند

squabbled endlessly

بی وقفه بحث و جدل کردند

squabbled in public

در حضور عموم بحث و جدل کردند

squabbled over details

بحث و جدل بر سر جزئیات

جملات نمونه

the siblings squabbled over the last piece of cake.

برادر و خواهرها بر آخرین تکه کیک با هم جر و بحث کردند.

they squabbled about who would take out the trash.

آنها درباره اینکه چه کسی سطل زباله را بیرون ببرد با هم بحث کردند.

the children squabbled during the long car ride.

در طول سفر طولانی با ماشین، بچه‌ها با هم جر و بحث کردند.

friends squabbled over the best place to eat.

دوستان درباره بهترین مکان برای غذا خوردن با هم بحث کردند.

they squabbled constantly, driving their parents crazy.

آنها دائماً با هم بحث می‌کردند و والدینشان را دیوانه می‌کردند.

during the meeting, the team members squabbled about the project details.

در طول جلسه، اعضای تیم درباره جزئیات پروژه با هم بحث کردند.

the kids squabbled over whose turn it was to play the game.

بچه‌ها درباره نوبت بازی کردن با هم جر و بحث کردند.

they squabbled about politics, each holding strong opinions.

آنها درباره سیاست با هم بحث کردند، هر کدام نظرات قوی داشتند.

the neighbors squabbled about the property line.

همسایه‌ها درباره خط ملک با هم بحث کردند.

as usual, the kids squabbled over the tv remote.

همانطور که معمول بود، بچه‌ها بر سر کنترل تلویزیون با هم جر و بحث کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید