fought hard
جنگیدند سخت
fought back
مقابله کرد
fought against
علیه جنگید
fought for
برای مبارزه
fought together
با هم جنگیدند
fought fiercely
به شدت جنگید
fought bravely
با شجاعت جنگید
fought valiantly
با دلاوری جنگید
fought tooth
به سختی جنگید
fought side
در کنار هم جنگیدند
they fought bravely in the battle.
آنها با شجاعت در نبرد جنگیدند.
she fought against injustice her whole life.
او تمام زندگی خود با بیعدالتی مبارزه کرد.
he fought for his dreams despite the challenges.
او با وجود چالشها برای تحقق رویای خود جنگید.
the two teams fought hard for the championship.
دو تیم برای قهرمانی سخت جنگیدند.
they fought tooth and nail to protect their home.
آنها برای محافظت از خانه خود تا پای مرگ جنگیدند.
she fought her fears and stepped onto the stage.
او بر ترسهای خود غلبه کرد و روی صحنه قدم گذاشت.
he fought off the cold with a warm coat.
او با یک کت گرم از سرما دور شد.
they fought side by side in the war.
آنها در کنار یکدیگر در جنگ جنگیدند.
she fought to maintain her independence.
او برای حفظ استقلال خود جنگید.
he fought for the rights of the underprivileged.
او برای حقوق محرومان جنگید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید