fought

[ایالات متحده]/fɔːt/
[بریتانیا]/fɔt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته fight; گذشته نقلی fight

عبارات و ترکیب‌ها

fought hard

جنگیدند سخت

fought back

مقابله کرد

fought against

علیه جنگید

fought for

برای مبارزه

fought together

با هم جنگیدند

fought fiercely

به شدت جنگید

fought bravely

با شجاعت جنگید

fought valiantly

با دلاوری جنگید

fought tooth

به سختی جنگید

fought side

در کنار هم جنگیدند

جملات نمونه

they fought bravely in the battle.

آنها با شجاعت در نبرد جنگیدند.

she fought against injustice her whole life.

او تمام زندگی خود با بی‌عدالتی مبارزه کرد.

he fought for his dreams despite the challenges.

او با وجود چالش‌ها برای تحقق رویای خود جنگید.

the two teams fought hard for the championship.

دو تیم برای قهرمانی سخت جنگیدند.

they fought tooth and nail to protect their home.

آنها برای محافظت از خانه خود تا پای مرگ جنگیدند.

she fought her fears and stepped onto the stage.

او بر ترس‌های خود غلبه کرد و روی صحنه قدم گذاشت.

he fought off the cold with a warm coat.

او با یک کت گرم از سرما دور شد.

they fought side by side in the war.

آنها در کنار یکدیگر در جنگ جنگیدند.

she fought to maintain her independence.

او برای حفظ استقلال خود جنگید.

he fought for the rights of the underprivileged.

او برای حقوق محرومان جنگید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید