harmonized

[ایالات متحده]/ˈhɑːmənaɪzd/
[بریتانیا]/ˈhɑːrmənaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته کامل از هماهنگ کردن؛ برای هماهنگ کردن؛ برای هماهنگ کردن؛ برای تطبیق دادن؛ برای خواندن یا نواختن به صورت هماهنگ

عبارات و ترکیب‌ها

harmonized standards

استانداردهای هماهنگ

harmonized regulations

قوانین هماهنگ

harmonized approach

رویکرد هماهنگ

harmonized policies

خط مشی های هماهنگ

harmonized systems

سیستم های هماهنگ

harmonized practices

روش های هماهنگ

harmonized framework

چارچوب هماهنگ

harmonized data

اطلاعات هماهنگ

harmonized measures

اقدامات هماهنگ

harmonized guidelines

راهنمایی های هماهنگ

جملات نمونه

the team harmonized their efforts to complete the project.

تیم تلاش‌های خود را برای تکمیل پروژه هماهنگ کردند.

her voice harmonized beautifully with the music.

صدای او به زیبایی با موسیقی هماهنگ بود.

they harmonized their schedules to meet more often.

آنها برنامه های خود را برای ملاقات بیشتر هماهنگ کردند.

the colors in the painting harmonized well.

رنگ‌های نقاشی به خوبی با هم هماهنگ بودند.

the policies were harmonized to ensure better cooperation.

سیاست‌ها برای اطمینان از همکاری بهتر هماهنگ شدند.

the community harmonized its resources for the event.

جامعه منابع خود را برای این رویداد هماهنگ کرد.

they harmonized their strategies to achieve common goals.

آنها استراتژی‌های خود را برای دستیابی به اهداف مشترک هماهنگ کردند.

the choir harmonized perfectly during the performance.

گروه کر در طول اجرا به طور کامل هماهنگ بود.

the new regulations harmonized with international standards.

قوانین جدید با استانداردهای بین المللی هماهنگ بود.

we need to harmonize our approaches to solve the issue.

ما باید رویکردهای خود را برای حل مشکل هماهنگ کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید