stacks of cash
توده پول
stacks up
انباشته میشود
stacking shelves
چیدن قفسهها
stacks high
به شدت انباشته شده
stacked neatly
به طور مرتب انباشته شده
stacks and queues
توده و صف
stacking blocks
چیدن بلوکها
stacks away
دور گذاشته میشود
stacked papers
کاغذهای انباشته شده
stacks up well
به خوبی انباشته میشود
we need to clear the stacks of paperwork on your desk.
ما باید انبوه کارهای روی میز شما را پاک کنیم.
the restaurant had stacks of pancakes for breakfast.
رستوران انبوهی پنکیک برای صبحانه داشت.
the data was stored in stacks of magnetic tape.
داده ها در انبوهی نوار مغناطیسی ذخیره شدند.
the library has stacks of books on every subject.
کتابخانه انبوهی کتاب در مورد هر موضوع دارد.
the software uses stacks to manage memory efficiently.
نرم افزار از پشته ها برای مدیریت کارآمد حافظه استفاده می کند.
they built stacks of firewood for the winter months.
آنها انبوهی هیزم برای ماه های زمستان ساختند.
the server handles thousands of requests per minute, creating stacks of log data.
سرور هزاران درخواست در دقیقه را مدیریت می کند و انبوهی داده های گزارش ایجاد می کند.
the construction crew moved stacks of lumber to the site.
گروه ساخت و ساز انبوهی چوب را به محل منتقل کرد.
the bakery offered stacks of delicious cookies at the fair.
نانسازه انبوهی کوکی خوشمزه در نمایشگاه ارائه کرد.
the program uses a stack data structure for function calls.
برنامه از یک ساختار داده پشته برای فراخوانی تابع استفاده می کند.
the company is facing stacks of legal challenges.
شرکت با انبوهی چالش های قانونی روبرو است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید