live stream
پخش زنده
streaming service
سرویس پخش زنده
streaming platform
پلتفرم پخش
main stream
جریان اصلی
data stream
جریان داده
a stream of
جریانی از
blood stream
جریان خون
steady stream
جریان ثابت
stream of consciousness
جریان ذهن
on stream
در حال پخش
down stream
پایین دست
air stream
جریان هوا
mountain stream
جریان کوهستانی
gas stream
جریان گاز
jet stream
جت استریم
upper stream
بالادست
stream flow
جریان آب
stream cipher
رمزجریان
stream function
تابع جریان
gulf stream
جریان خلیج
trunk stream
جریان تنه
revenue stream
جریان درآمد
stream line
خط جریان
the stream of history
جریان تاریخ
a stream of clear water.
یک جریان آب زلال.
the stream was frozen solid.
جریان کاملاً یخ زده بود.
there is a steady stream of visitors.
جریان مداوم بازدیدکنندگان وجود دارد.
a stream of heavy traffic.
یک جریان سنگین ترافیک.
trace a stream upward
ردیابی یک جریان به سمت بالا
the stream of popular opinion
جریان نظر عمومی محبوب
a perpetual stream of visitors.
یک جریان دائمی از بازدیدکنندگان.
a rapid mountain stream;
یک رودخانه کوهستانی سریع;
a stream of complaints;
جریان شکایات;
I fell in the stream and was drenched.
من در رودخانه افتادم و خیس شدم.
The honeysuckle was streaming scent.
عطر درخت عسل با طراوت در حال انتشار بود.
Streams abound with fish.
جریان ها مملو از ماهی هستند.
The stream bends to the west.
جریان به سمت غرب منحرف می شود.
The flag was streaming in the wind.
پرچم در باد به جریان درآمده بود.
Traffic was streaming by. Fan mail streamed in.
ترافیک از کنار عبور می کرد. نامه های طرفداران به جریان در می آمد.
a stream of idle chatter .
جریان خوشگوییهای بیهدف.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید