pool

[ایالات متحده]/puːl/
[بریتانیا]/puːl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک توده آب ساکن، یک صندوق مشترک؛ یک منبع مشترک؛ یک گروه از افرادی که فعالیت خاصی را به اشتراک می‌گذارند و در آن شرکت می‌کنند

vt. جمع‌آوری یا انباشت برای استفاده مشترک؛ به اشتراک گذاشتن

عبارات و ترکیب‌ها

swimming pool

استخر

pool party

جشن کنار استخر

poolside bar

بار کنار استخر

pool float

جوی شناور استخر

pool maintenance

نگهداری استخر

pool noodles

نودل های استخر

indoor pool

استخر سرپوشیده

molten pool

استخر مذاب

oil pool

استخر نفت

weld pool

استخر جوش

indoor swimming pool

استخر سرپوشیده

gene pool

مخزن ژن

talent pool

استخر استعداد

plunge pool

استخر شیرجه

pool table

میز بیلیارد

connection pool

استخر اتصال

car pool

همکاری خودرو

patent pool

استخر ثبت اختراع

dirty pool

استخر کثیف

labor pool

استخر نیروی کار

data pool

استخر داده

buffer pool

استخر بافر

resource pool

استخر منابع

reflecting pool

استخر بازتاب

item pool

استخر آیتم

جملات نمونه

a pool of blood.

یک حوض خون

a stagnant pool of water

یک حوض آب راکد

a pool alive with trout.

استخری پر از ماهی قزل آلا.

There is a stagnant pool at the botom of the garden.

در پایین باغ یک حوض آب راکد وجود دارد.

stagnant pools of filth.

حوض‌های راکد کثافت

a huge pool of risk capital.

یک مخزن بزرگ سرمایه ریسک

car-pool the children to school.

ماشین را با کودکان به مدرسه برسانید.

They lazed around the pool in the afternoon.

آنها در بعد از ظهر در کنار استخر استراحت کردند.

a pool bordered by palm trees.

استخر محصور در درختان نخل.

the pool is edged with paving.

استخر با سنگفرش محصور شده است.

a swimming pool and futuristic dome.

استخر و گنبد آینده‌نگر

the swimming pool is ideal for a quick dip.

استخر برای یک غوطه‌ور شدن سریع ایده آل است.

the drips had made a pool on the floor.

چکه‌ها یک حوضچه روی زمین ایجاد کرده بودند.

an indoor pool; indoor paint.

استخر سرپوشیده؛ رنگ آمیزی داخلی

the maximum depth of the pool is 2 metres.

حداکثر عمق استخر 2 متر است.

a pool with banks all the way round.

استخری با حاشیه در اطراف

The water in the pool is as even as a mirror.

آب استخر صاف و هموار مانند آینه است.

the fridge was sitting in a pool of water.

یخچال در استخر آبی قرار داشت.

نمونه‌های واقعی

Like any type resort, there is also a pool.

همانند هر نوع استراحتگاه، استخر نیز وجود دارد.

منبع: VOA Standard English Entertainment

Soon her tears made a big pool.

به زودی اشک‌هایش یک استخر بزرگ را تشکیل دادند.

منبع: Fairy Tale (Sequel)

How do we blow up the pool?

چگونه استخر را منفجر کنیم؟

منبع: Hi! Dog Teacher (Video Version)

Now can you see the bridge crossing the fish pool further up the main path?

حالا آیا پل را که از روی استخر ماهی عبور می‌کند، بالاتر در مسیر اصلی می‌بینید؟

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 11

Um, show her around. Maybe the pool?

اممم، او را در اطراف نشانش دهید. شاید استخر؟

منبع: Emily in Paris Season 1

Would you like to do the football pools?

آیا دوست دارید در مسابقات شرط‌بندی فوتبال شرکت کنید؟

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.

There is a swimming pool near my home.

در نزدیکی خانه من یک استخر شنا وجود دارد.

منبع: Yilin Edition Oxford Junior English (Grade 7, Volume 1)

But not just any bromeliad pool will do.

اما هر استخر برگ‌محور معمولی هم کافی نیست.

منبع: Science in 60 Seconds - Scientific American August 2019 Collection

An elaborate prank, a Barbie pool party, maybe.

یک شوخی پیچیده، یک مهمانی استخر باربی، شاید.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Haley! - Why can't we use the pool?

هالی! - چرا نمی‌توانیم از استخر استفاده کنیم؟

منبع: Modern Family - Season 04

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید