stridently argue
به شدت استدلال کنید
stridently oppose
به شدت مخالف باشید
stridently demand
به شدت خواستار باشید
stridently proclaim
به شدت اعلام کنید
stridently express
به شدت بیان کنید
stridently criticize
به شدت انتقاد کنید
stridently insist
به شدت اصرار کنید
stridently state
به شدت بیان کنید
stridently advocate
به شدت حمایت کنید
stridently warn
به شدت هشدار دهید
the critics spoke stridently about the film's flaws.
منتقدان به شدت در مورد نقصهای فیلم صحبت کردند.
she argued stridently for her beliefs during the debate.
او به شدت در طول بحث از باورهای خود استدلال کرد.
the teacher stridently insisted on the importance of homework.
معلم به شدت بر اهمیت تکالیف تاکید کرد.
he stridently criticized the government's policies.
او به شدت سیاستهای دولت را مورد انتقاد قرار داد.
the protestors shouted stridently for their rights.
تظاهرکنندگان به شدت برای حقوق خود فریاد زدند.
the speaker's voice was stridently loud, capturing everyone's attention.
صدای سخنران به شدت بلند بود و توجه همه را به خود جلب کرد.
she stridently defended her position in the meeting.
او به شدت موضع خود را در جلسه دفاع کرد.
the article stridently warned about the dangers of climate change.
مقاله به شدت در مورد خطرات تغییرات آب و هوایی هشدار داد.
he spoke stridently against the proposed legislation.
او به شدت با پیشنهاد قانونگذاری مخالفت کرد.
the campaign was stridently focused on social justice.
کمپین به شدت بر عدالت اجتماعی متمرکز بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید