stridently

[ایالات متحده]/ˈstraɪ.dənt.li/
[بریتانیا]/ˈstraɪ.dənt.li/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به صورت بلند، خشن و خراشیده

عبارات و ترکیب‌ها

stridently argue

به شدت استدلال کنید

stridently oppose

به شدت مخالف باشید

stridently demand

به شدت خواستار باشید

stridently proclaim

به شدت اعلام کنید

stridently express

به شدت بیان کنید

stridently criticize

به شدت انتقاد کنید

stridently insist

به شدت اصرار کنید

stridently state

به شدت بیان کنید

stridently advocate

به شدت حمایت کنید

stridently warn

به شدت هشدار دهید

جملات نمونه

the critics spoke stridently about the film's flaws.

منتقدان به شدت در مورد نقص‌های فیلم صحبت کردند.

she argued stridently for her beliefs during the debate.

او به شدت در طول بحث از باورهای خود استدلال کرد.

the teacher stridently insisted on the importance of homework.

معلم به شدت بر اهمیت تکالیف تاکید کرد.

he stridently criticized the government's policies.

او به شدت سیاست‌های دولت را مورد انتقاد قرار داد.

the protestors shouted stridently for their rights.

تظاهرکنندگان به شدت برای حقوق خود فریاد زدند.

the speaker's voice was stridently loud, capturing everyone's attention.

صدای سخنران به شدت بلند بود و توجه همه را به خود جلب کرد.

she stridently defended her position in the meeting.

او به شدت موضع خود را در جلسه دفاع کرد.

the article stridently warned about the dangers of climate change.

مقاله به شدت در مورد خطرات تغییرات آب و هوایی هشدار داد.

he spoke stridently against the proposed legislation.

او به شدت با پیشنهاد قانون‌گذاری مخالفت کرد.

the campaign was stridently focused on social justice.

کمپین به شدت بر عدالت اجتماعی متمرکز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید