gentle stroking
ماساژ ملایم
slowly stroking
ماساژ آهسته
lovingly stroking
ماساژ با عشق
softly stroking
ماساژ نرم
careful stroking
ماساژ با دقت
production executives were expert at stroking stars and brokering talent.
مدیران تولید در نوازش ستارهها و جذب استعدادها ماهر بودند.
He was gently stroking the cat's fur.
او به آرامی خزپشت گربه را نوازش میکرد.
She found comfort in stroking her dog's head.
او آرامش را در نوازش سر سگش پیدا کرد.
The therapist recommended stroking the baby's back to help them sleep.
درمانگر توصیه کرد تا به خوابیدنشان کمک کند، پشت نوزاد را نوازش کنند.
The artist was stroking the canvas with bold brushstrokes.
هنرمند با ضربات قلم موی جسورانه، بوم نقاشی را نوازش میکرد.
Stroking a loved one's hand can convey warmth and affection.
نوازش دست یک فرد مورد علاقه میتواند گرما و محبت را نشان دهد.
She was stroking her hair absentmindedly while reading.
او در حالی که مطالعه میکرد، بیهدف موهایش را نوازش میکرد.
The old man sat on the park bench, stroking his beard in deep thought.
مرد پیر روی نیمکت پارک نشست و در حالی که عمیقاً فکر میکرد، ریش خود را نوازش میکرد.
Stroking the keys of the piano, she played a beautiful melody.
در حالی که کلیدهای پیانو را نوازش میکرد، یک ملودی زیبا نواخت.
The mother was stroking her child's cheek lovingly.
مادر با عشق گونههای فرزندش را نوازش میکرد.
He was stroking his chin as he pondered the question.
او در حالی که در مورد این سؤال فکر میکرد، چانهاش را نوازش میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید