stuffiness

[ایالات متحده]/'stʌfinis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمبود تهویه، وضعیت گرم و خفه کننده.

عبارات و ترکیب‌ها

Feeling of stuffiness

احساس گرفتگی

Air stuffiness

گرفتگی هوا

جملات نمونه

The stuffiness in the room was unbearable.

فضای خفقانی اتاق غیرقابل تحمل بود.

She opened the window to alleviate the stuffiness.

او برای رفع خفقان پنجره را باز کرد.

The stuffiness of the crowded subway made him feel claustrophobic.

خفقان متروی شلوغ باعث شد او احساس خفقان کند.

The stuffiness of the office made it hard to concentrate.

خفقان دفتر کار باعث می‌شد تمرکز کردن دشوار باشد.

He felt a sense of stuffiness in his chest.

او احساس خفقان در قفسه سینه خود داشت.

Opening the windows can help reduce the stuffiness in the room.

باز کردن پنجره‌ها می‌تواند به کاهش خفقان در اتاق کمک کند.

The lack of ventilation in the building led to a feeling of stuffiness.

نبود تهویه در ساختمان منجر به احساس خفقان شد.

The stuffiness of the room made her dizzy.

خفقان اتاق باعث سرگیجه او شد.

He couldn't stand the stuffiness of the crowded bus.

او نمی‌توانست خفقان اتوبوس شلوغ را تحمل کند.

The doctor recommended fresh air to combat stuffiness in the house.

پزشک هوای تازه را برای مقابله با خفقان در خانه توصیه کرد.

نمونه‌های واقعی

Another cold symptom is stuffiness — a stuffy nose.

یکی دیگر از علائم سرماخوردگی، گرفتگی بینی است - بینی بند دار.

منبع: Grandparents' Vocabulary Lesson

Performed by white men in white bow ties, the art form is perceived to exemplify snobbery, stuffiness and racial privilege.

این هنر توسط مردان سفید پوست با کراوات سفید انجام می‌شود و به عنوان نمونه‌ای از بزرگ‌دوشي، تند مزاجی و امتیازات نژادی درک می‌شود.

منبع: The Economist Culture

Mom, I'm fully aware of the changes your body is going through, and that nasal stuffiness is very common during pregnancy, but we got a crisis in this house.

مامان، من کاملاً از تغییراتی که بدن شما در حال تجربه است آگاه هستم و گرفتگی بینی در دوران بارداری بسیار رایج است، اما ما یک بحران در این خانه داریم.

منبع: Modern Family - Season 04

The best you can do, he says - over-the-counter remedies that can make you feel a little better - decongestants to relieve cough, nasal sprays to reduce stuffiness, lozenges to help a sore throat.

بهترین کاری که می‌توانید انجام دهید، او می‌گوید - داروهاي بدون نسخه که می‌توانند شما را کمی بهتر کنند - داروهای ضد احتقان برای تسکین سرفه، اسپری بینی برای کاهش گرفتگی بینی، قرص‌های آب‌نبات برای کمک به گلو درد.

منبع: NPR News January 2019 Compilation

The front room had fine high ceilings and three large windows that loomed down pleasantly upon Fifty-second Street. In its appointments it escaped by a safe margin being of any particular period; it escaped stiffness, stuffiness, bareness, and decadence.

اتاق جلویی سقف‌های بلند و زیبا و سه پنجره بزرگ داشت که به طور دلپذیر به خیابان پنجاه و دوم نگاه می‌کرد. در طراحی آن با حاشیه ایمنی از تعلق به هر دوره خاص اجتناب می‌شد؛ از سفتي، تند مزاجی، بی‌رویی و زوال دور می‌شد.

منبع: Beauty and Destruction (Part 1)

He sat down and lit a cigarette. He felt flat. He suddenly realized that he was tired. The stuffiness of the room hit him as it had hit him in the Casino in the early hours of the previous day.

او نشست و سیگاری روشن کرد. احساس بی‌حالی می‌کرد. ناگهان متوجه شد که خسته است. تند مزاجی اتاق به او ضربه زد همانطور که در ساعات اولیه روز قبل در کازینو به او ضربه زده بود.

منبع: Casino Royale of the 007 series

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید