subside

[ایالات متحده]/səbˈsaɪd/
[بریتانیا]/səbˈsaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. آرام شدن; حل و فصل کردن; کاهش یافتن; [غیررسمی] نشستن.

جملات نمونه

Anthony and Mark subsided into mirth.

آنتونی و مارک در شادی فرو رفتند.

the floods subside almost as quickly as they arise.

سیل‌ها تقریباً به همان سرعتی که ظاهر می‌شوند، فروکش می‌کنند.

The wind subsided to a calm.

باد به آرامش رسید.

He subsided into a chair.

او در یک صندلی نشست.

a ditch which caused the tower to subside slightly.

جویی که باعث شد برج کمی فرونشست.

it took seven days for the swelling to subside completely.

هفت روز طول کشید تا تورم به طور کامل فروکش کند.

Patrick subsided into his seat.

پاتریک در صندلی خود نشست.

The hills subsided toward the shore.

تپه‌ها به سمت ساحل متمایل شدند.

the lending library market began to subside under the onslaught of cheap paperbacks.

بازار کتابخانه‌های قرضی تحت تاثیر هجوم کتاب‌های جیفتی شروع به کاهش کرد.

The wartime enmity of the two nations subsided into mutual distrust when peace finally came.

نفرت جنگی بین دو ملت با رسیدن صلح به بی‌اعتمادی متقابل تبدیل شد.

Jo liked this, and after an energetic rummage from garret to cellar, subsided on the sofa to nurse her cold with arsenicum and books.

جو این را دوست داشت و پس از جستجوی پر انرژی از زیرشیرآزی به سرداب، روی مبل نشست تا سرماخوردگی خود را با زرنیخ و کتاب درمان کند.

The turbidite system was well developed in the Chang 7 Subage because the lake basin subsided, the periphery was uplifted strongly and the lakeshore was very steep.

سیستم توربیدیت در زیر دوره Chang 7 به خوبی توسعه یافت زیرا حوضه دریاچه فرونشست، حاشیه به شدت بالا آمد و ساحل دریاچه بسیار تند بود.

نمونه‌های واقعی

Back in India, by November the rate of contagion had largely subsided.

در هند، تا نوامبر، نرخ انتقال به طور کلی کاهش یافته بود.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

These symptoms usually subside if the medication is stopped.

این علائم معمولاً در صورت قطع دارو فروکش می‌کنند.

منبع: Osmosis - Urinary

The hope was that the virus would have subsided by now, it hasn't.

امیدوار بودند که ویروس تا کنون فروکش کرده باشد، اینطور نیست.

منبع: VOA Standard English_Americas

Increased activity about 10 years ago raised concerns but it has since subsided.

افزایش فعالیت حدود 10 سال پیش نگرانی ایجاد کرد، اما از آن زمان فروکش کرده است.

منبع: CNN Reading Selection

Unilever believes the demand for delivery won't go away once the pandemic subsides.

یونیلور معتقد است که با فروکش همه‌گیری، تقاضا برای تحویل از بین نمی‌رود.

منبع: CNN 10 Student English November 2020 Collection

His indignation was mounting, now that the initial hurt was subsiding.

خشم او در حال افزایش بود، اکنون که درد اولیه فروکش می‌کرد.

منبع: Gone with the Wind

First she became crimson, and then the red subsided till it even partially left her lips.

ابتدا او به رنگ سرخ درآمد و سپس رنگ سرخ فروکش کرد تا حدی که حتی تا حدی از روی لب‌هایش محو شد.

منبع: Returning Home

Once the floods subside, the water disappears.

هنگامی که سیل‌ها فروکش می‌کنند، آب ناپدید می‌شود.

منبع: Earth Laboratory

See how the earth has subsided?

ببینید زمین چقدر پایین آمده است؟

منبع: English little tyrant

It subsided after he was released on Tuesday evening.

پس از اینکه در روز سه‌شنبه شب آزاد شد، فروکش کرد.

منبع: BBC Listening Collection August 2023

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید