settle down
آرام شوید
settle in
جا گرفتن
settle for
با کمتر از آنچه میخواهید کنار بیایید
settle on
توافق کردن
settle into
منجمد شدن
settle with
تسویه حساب با
settle up
تسویه حساب کنید
settle an account
تسویه یک حساب
settle dispute
حل اختلاف
settle account
تسویه حساب
settle an old score.
تسویه حساب قدیمی
to settle a question in an amicable way
برای حل یک مسئله به روشی دوستانه
they are trying to settle the squabble out of court.
آنها سعی میکنند اختلاف را خارج از دادگاه تسویه کنند.
they settled in with very little fuss.
آنها با کمترین سر و صدا مستقر شدند.
we're going to settle this here and now.
ما این را همین حالا و اینجای حل خواهیم کرد.
the pews settled down.
نیمکتها آرام گرفتند.
he would have to settle for second best.
او باید با بهترین دوم کنار بیاید.
every effort was made to settle the dispute.
همه تلاشها برای حل اختلاف انجام شد.
in 1863 the family settled in London.
در سال 1863 خانواده در لندن مستقر شد.
he settled into an armchair.
او در یک صندلی راحتی نشست.
she settled on a slab of rock.
او روی یک تکه سنگ نشست.
the government struck a committee to settle the issue.
دولت یک کمیته برای حل این موضوع تشکیل داد.
The dispute was settled by mediation.
اختلاف از طریق میانجیگری حل شد.
a period of settled weather
یک دوره آب و هوای پایدار
Pioneers settled the West.
پیشگامان غرب را استعمار کردند.
The cold settled in my chest.
سرما در سینهام نشست.
We must settle this by argument not by fighting.
ما باید این را با استدلال و نه با مشاجره حل کنیم.
The case was settled out of court.
پرونده خارج از دادگاه تسویه شد.
Hi Neil! How are you settling in?
سلام نیل! حال شما چطور است؟ در حال تطبیق با شرایط هستید؟
منبع: 6 Minute EnglishWe should resort to reasoning to settle problems.
ما باید برای حل مشکلات به استدلال متوسل شویم.
منبع: English proverbsThe balance will be settled in convertible currency within three months.
موجودی در مدت سه ماه با ارز قابل تبدیل تسویه حساب خواهد شد.
منبع: Travel English for Going AbroadWhen the war was over, everything would be settled, somehow.
وقتی جنگ تمام شد، همه چیز به نحوی تسویه حساب شد.
منبع: Gone with the WindBut be careful where you settle down.
اما مراقب باشید کجا مستقر میشوید.
منبع: If there is a if.Add some water to further settle the material.
برای تثبیت بیشتر مواد، کمی آب اضافه کنید.
منبع: VOA Slow English - EntertainmentTheir stomachs will not be settled this summer.
شکم آنها این تابستان آرام نخواهد شد.
منبع: TimeI deserve one adventure before I settle down.
من قبل از اینکه مستقر شوم، لیاقت یک ماجرا را دارم.
منبع: Modern Family - Season 07You'll feel better after you get settled.
بعد از اینکه مستقر شدید بهتر خواهید شد.
منبع: Volume 4Even the creator of QWERTY wasn't settled on QWERTY!
حتی سازنده QWERTY هم روی QWERTY مصمم نبود!
منبع: Popular Science Essaysلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید