supposing

[ایالات متحده]/sə'pəuziŋ/
[بریتانیا]/səˈpoziŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

conj. فرض کردن؛ در صورتی که

جملات نمونه

Supposing he is not at home, what then?

فرض کنید او در خانه نباشد، آنوقت چه؟

supposing we had grown to know and love nuclear power.

فرض کنید ما به شناخت و دوست داشتن نیروهای هسته ای رسیده بودیم.

You are only supposing this on hearsay, you have no proof.

شما فقط بر اساس شایعات این را حدس می‌زنید، مدرکی ندارید.

Supposing we're right, what should we do?

فرض کنید ما درست می گوییم، چه باید کنیم؟

Supposing it rains what shall you do?

فرض کنید باران ببارد، شما چه خواهید کرد؟

Supposing that she changes her condition in life, what then?

فرض کنید وضعیت زندگی او تغییر کند، آنوقت چه؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید