imagining

[ایالات متحده]/ɪˈmædʒ.ɪ.nɪŋ/
[بریتانیا]/ɪˈmædʒ.ɪ.nɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل تشکیل یک تصویر یا مفهوم ذهنی؛ فکر کردن یا باور کردن چیزی که درست نیست

عبارات و ترکیب‌ها

imagining things

تصور کردن چیزها

imagining life

تصور زندگی

imagining dreams

تصور رویاها

imagining futures

تصور آینده‌ها

imagining possibilities

تصور احتمالات

imagining scenarios

تصور سناریوها

imagining worlds

تصور دنیاها

imagining stories

تصور داستان‌ها

imagining outcomes

تصور نتایج

imagining adventures

تصور ماجراجویی‌ها

جملات نمونه

imagining a better future can inspire positive change.

تصور آینده‌ای بهتر می‌تواند الهام‌بخش تغییرات مثبت باشد.

she enjoys imagining different scenarios for her story.

او از تصور سناریوهای مختلف برای داستانش لذت می‌برد.

he was imagining himself on a tropical beach.

او خود را در حال تصور کردن روی یک ساحل استوایی بود.

imagining the taste of her favorite dish made her hungry.

تصور طعم غذای مورد علاقه او باعث شد احساس گرسنگی کند.

they spent the afternoon imagining their dream house.

آنها بعد از ظهر را به تصور خانه رویایی خود گذراندند.

imagining the possibilities can lead to new ideas.

تصور کردن احتمالات می‌تواند منجر به ایده‌های جدید شود.

he is always imagining ways to improve his skills.

او همیشه در حال تصور راه‌هایی برای بهبود مهارت‌هایش است.

imagining her success motivated her to work harder.

تصور موفقیت او او را به تلاش بیشتر ترغیب کرد.

we are imagining a world without conflict.

ما در حال تصور دنیایی بدون جنگ هستیم.

imagining the past can help us understand the present.

تصور گذشته می‌تواند به ما کمک کند تا زمان حال را درک کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید