guessing

[ایالات متحده]/gɛs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حدس زدن; گمانه زنی; فکر کردن (شکل حال استمراری حدس زدن)

عبارات و ترکیب‌ها

educated guess

حدس مبتنی بر دانش

wild guess

حدس وحشیانه

good guess

حدس خوب

accurate guess

حدس دقیق

guessing game

بازی حدس زدن

جملات نمونه

I was guessing wildly.

من به طور وحشیانه حدس می‌زدم.

if this is a guessing game you can count me out.

اگر این یک بازی حدس زدن است، می‌توانید من را حذف کنید.

I'm not guessing; I really know.

من حدس نمی‌زنم؛ من واقعاً می‌دانم.

there's no prizes for guessing what you two have been up to!.

هیچ جایزه ای برای حدس زدن اینکه شما دو نفر چه کار کرده اید وجود ندارد!

It’s the kind of book that keeps you guessing right to the end.

این نوع کتابی است که تا انتها شما را در حالت حدس نگه می‌دارد.

No prizes for guessing who does all the work round here.

هیچ جایزه ای برای حدس زدن اینکه چه کسی تمام کارها را در اینجا انجام می دهد وجود ندارد.

At present, all people were guessing that the kopeck could jump out the contract in this season conclusion postselection.

در حال حاضر، همه حدس می‌زدند که روبل می‌تواند در انتخاب نهایی پایان فصل از قرارداد خارج شود.

Why not show us exactly what dbv says?I'm guessing the reason dbv can't find the bad block is that the three rules listed above are all met.

چرا دقیقاً نمی‌خواهید به ما نشان دهید که dbv چه می‌گوید؟ حدس می‌زنم دلیل اینکه dbv نمی‌تواند بلوک بد را پیدا کند این است که هر سه قانون ذکر شده در بالا برقرار هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید