surging

[ایالات متحده]/'sə:dʒiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به زور شتابان; به طور قوی و ناگهانی حرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

surging demand

تقاضای رو به رشد

surging prices

افزایش قیمت‌ها

surging interest

افزایش علاقه

surging energy

افزایش انرژی

storm surge

جبهه طوفانی

surge tank

بک Surge

surge protection

محافظت در برابر افزایش ولتاژ

surge chamber

اتاق ضربه ای

surge current

جریان Surge

surge arrester

گیرنده Surge

surge voltage

ولتاژ Surge

surge pressure

فشار Surge

lightning surge

ناگهان رعد و برق

surge protector

محافظ ولتاژ

power surge

آشفتگی توان

surge wave

امواج Surge

surge impedance

امپدانس گذرا

pressure surge

افزایش فشار

surge bin

جعبه افزایش

current surge

افزایش جریان

جملات نمونه

the surging crowds clamoured for attention.

جمعیت در حال افزایش، برای جلب توجه فریاد می زد.

I could feel indignation surging up in me. See also Synonyms at beginning ,stem 1

می‌توانستم احساس کنم که خشم در وجود من شعله‌ور می‌شود. همچنین به مترادف‌ها در ابتدا، ساقه 1 مراجعه کنید.

In the first stage, the sounds are surging, thundering like the beating of kettle drums and jingling ones.In the intermediate stage, they are like those produced by conch, Mridanga, bells, &c.

در مرحله اول، صداها در حال افزایش و رعدآسا مانند ضربه زدن به طبل های دسته‌ای و زنگوله‌ها هستند. در مرحله میانه، آنها شبیه صداهایی هستند که توسط صدف، مریدنگا، زنگ‌ها و غیره تولید می‌شوند.

The surging waves crashed against the rocks.

امواج خروشان به صخره ها برخورد کردند.

The surging crowd moved towards the stage.

جمعیت در حال افزایش به سمت صحنه حرکت کرد.

The surging demand for housing has led to higher prices.

تقاضای رو به رشد برای مسکن منجر به افزایش قیمت ها شده است.

The surging river flooded the nearby fields.

رودخانه خروشان زمین های اطراف را غرق کرد.

The surging popularity of the new app caught everyone by surprise.

محبیت رو به رشد برنامه جدید همه را غافلگیر کرد.

The surging emotions overwhelmed her.

احساسات شدید او را در بر گرفتند.

The surging stock market brought both opportunities and risks.

بازار سهام در حال افزایش فرصت ها و خطرات را به همراه داشت.

The surging wind made it difficult to walk.

باد شدید راه رفتن را دشوار کرد.

The surging traffic delayed our arrival.

ترافیک سنگین باعث تاخیر در رسیدن ما شد.

The surging interest in sustainable living is encouraging.

علاقه رو به رشد به زندگی پایدار تشویب بخش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید