growing

[ایالات متحده]/'ɡrəʊɪŋ/
[بریتانیا]/'ɡroɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در حال تجربه رشد یا افزایش؛ در فرآیند توسعه یا بلوغ؛ با چالش‌ها یا مشکلات اولیه مواجه است.

عبارات و ترکیب‌ها

rapidly growing

به سرعت در حال رشد

growing trend

روند رو به رشد

continuously growing

به طور مداوم در حال رشد

growing demand

افزایش تقاضا

growing population

جمعیت رو به رشد

slowly growing

به آرامی در حال رشد

growing up

در حال بزرگ شدن

growing season

فصل رویش

growing period

دوره رشد

growing point

نقطه رشد

growing environment

محیط در حال رشد

growing pains

دردهای رشد

plant growing

رشد گیاهان

growing rate

نرخ رشد

growing prosperity

شکوفایی رو به رشد

growing development

توسعه رو به رشد

growing region

منطقه در حال رشد

flower growing

رشد گل

جملات نمونه

The company is experiencing growing pains as it expands its operations.

شرکت در حال تجربه درد رشد با گسترش عملیات خود است.

She has a growing collection of vintage vinyl records.

او مجموعه ای رو به رشد از ضبط های وینیل قدیمی دارد.

The growing demand for organic produce has led to an increase in organic farming.

تقاضای رو به رشد برای محصولات ارگانیک منجر به افزایش کشاورزی ارگانیک شده است.

He has a growing interest in learning Mandarin.

او علاقه رو به رشدی به یادگیری زبان ماندارین دارد.

The growing trend of remote work has changed the traditional office environment.

روند رو به رشد کار از راه دور محیط کار سنتی را تغییر داده است.

The growing population in urban areas has resulted in increased traffic congestion.

جمعیت رو به رشد در مناطق شهری منجر به افزایش ترافیک شده است.

The growing concern over climate change has prompted action from governments worldwide.

نگرانی رو به رشد در مورد تغییرات آب و هوایی باعث اقدام از سوی دولت های سراسر جهان شده است.

She has a growing list of accomplishments in her career.

او فهرست رو به رشد دستاوردها را در حرفه خود دارد.

The growing popularity of online shopping has impacted brick-and-mortar stores.

رواج رو به رشد خرید آنلاین بر فروشگاه های سنتی تأثیر گذاشته است.

His growing frustration with the situation led him to seek a new job.

ناامیدی رو به رشد او از وضعیت باعث شد به دنبال شغل جدیدی بگردد.

نمونه‌های واقعی

The gap has been growing ever since.

شکاف از آن زمان به بعد رو به گسترش بوده است.

منبع: TED Talks (Audio Version) February 2016 Collection

The ozone hole had been growing for decades over Antarctica.

سوراخ ازون دهه‌ها بود که بر فراز قطب جنوب در حال گسترش بود.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Collection September 2014

In truth, health providers have been growing more combative for years.

در واقع، ارائه دهندگان خدمات بهداشتی سال‌هاست که بیشتر تهاجمی شده‌اند.

منبع: The Economist (Summary)

Another was the growing professionalisation of scientific activity.

یکی دیگر، حرفه‌ای‌سازی رو به رشد فعالیت‌های علمی بود.

منبع: Past exam papers of the English reading section for the postgraduate entrance examination (English I).

And the architects are seeing growing demand.

و معماران تقاضای رو به رشد را می‌بینند.

منبع: BBC English Unlocked

And then the subadults are still growing.

و سپس زیربلوغ‌ها هنوز در حال رشد هستند.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Now, it looks like the continent's ice sheet is growing.

اکنون به نظر می‌رسد صفحه یخی قاره در حال گسترش است.

منبع: CNN Selected November 2015 Collection

These are the tomatoes that we're growing ......

این گوجه فرنگی‌هایی هستند که ما در حال پرورش آن‌ها هستیم...

منبع: VOA Daily Standard February 2019 Collection

In family matters, there are always growing pains.

در امور خانوادگی، همیشه درد و رنج‌های ناشی از رشد وجود دارد.

منبع: CNN 10 Student English March 2022 Collection

The quantity of transformation has been growing rapidly.

مقدار تحول به سرعت در حال افزایش بوده است.

منبع: CRI Online March 2018 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید