rising

[ایالات متحده]/'raɪzɪŋ/
[بریتانیا]/'raɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صعود; بلند شدن; شورش

adj. بالا رفتن; افزایش; ظهور

adv. نزدیک شدن

v. بالا رفتن

عبارات و ترکیب‌ها

rising sun

خورشید در حال طلوع

rising star

ستاره در حال ظهور

rising trend

روند صعودی

rising prices

افزایش قیمت‌ها

rising demand

افزایش تقاضا

rising tide

جزر و مد رو به بالا

rising steel

فولاد در حال افزایش

rising velocity

سرعت در حال افزایش

rising tone

لحن صعودی

rising stem

ساقه در حال افزایش

rising main

خط اصلی در حال افزایش

جملات نمونه

the rising of the sun

ظهور خورشید

the rising rage of the sea.

افزایش خشم دریا.

the rising tide of crime.

جزر و مد فزاینده جنایت.

the rising was savagely suppressed.

ظهور به شدت سرکوب شد.

no cure for rising prices

درمانی برای افزایش قیمت‌ها وجود ندارد

a rising stock market.

بازار سهام در حال افزایش.

the bugbear of rising prices

ترس از افزایش قیمت‌ها

She is rising nine.

او در حال رسیدن به نه سالگی است.

Questions are spoken with a rising intonation.

سوالات با لحن صعودی پرسیده می شوند.

Venus rising from the foam.

ونوس که از کف بیرون می آید.

the miracle of rising from the grave.

معجزه برخاستن از گور

she was thirty-nine rising forty.

او سی و نه ساله و در حال رسیدن به چهل سالگی بود.

the rising shrill of women's voices.

جیغ زنانه در حال افزایش.

an attempt to stem the rising tide of unemployment.

تلاش برای مهار جزر و مد فزاینده بیکاری.

the yeasty smell of rising dough.

بوی مخمری خمیر در حال پف کردن.

a curl of smoke rising from a cigarette

یک چرخش دود که از یک سیگار بلند می‌شود

He was rising 45.

او در حال رسیدن به 45 سالگی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید