rising sun
خورشید در حال طلوع
rising star
ستاره در حال ظهور
rising trend
روند صعودی
rising prices
افزایش قیمتها
rising demand
افزایش تقاضا
rising tide
جزر و مد رو به بالا
rising steel
فولاد در حال افزایش
rising velocity
سرعت در حال افزایش
rising tone
لحن صعودی
rising stem
ساقه در حال افزایش
rising main
خط اصلی در حال افزایش
the rising of the sun
ظهور خورشید
the rising rage of the sea.
افزایش خشم دریا.
the rising tide of crime.
جزر و مد فزاینده جنایت.
the rising was savagely suppressed.
ظهور به شدت سرکوب شد.
no cure for rising prices
درمانی برای افزایش قیمتها وجود ندارد
a rising stock market.
بازار سهام در حال افزایش.
the bugbear of rising prices
ترس از افزایش قیمتها
She is rising nine.
او در حال رسیدن به نه سالگی است.
Questions are spoken with a rising intonation.
سوالات با لحن صعودی پرسیده می شوند.
Venus rising from the foam.
ونوس که از کف بیرون می آید.
the miracle of rising from the grave.
معجزه برخاستن از گور
she was thirty-nine rising forty.
او سی و نه ساله و در حال رسیدن به چهل سالگی بود.
the rising shrill of women's voices.
جیغ زنانه در حال افزایش.
an attempt to stem the rising tide of unemployment.
تلاش برای مهار جزر و مد فزاینده بیکاری.
the yeasty smell of rising dough.
بوی مخمری خمیر در حال پف کردن.
a curl of smoke rising from a cigarette
یک چرخش دود که از یک سیگار بلند میشود
He was rising 45.
او در حال رسیدن به 45 سالگی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید