escalating

[ایالات متحده]/ˈɛskəleɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɛskəˌleɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به تدریج افزایش دادن؛ به تدریج گسترش دادن؛ به تدریج بالاتر بردن؛ به تدریج بزرگتر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

escalating tensions

افزایش تنش‌ها

escalating costs

افزایش هزینه‌ها

escalating violence

افزایش خشونت

escalating conflict

افزایش درگیری

escalating risks

افزایش خطرات

escalating demands

افزایش خواسته‌ها

escalating prices

افزایش قیمت‌ها

escalating issues

افزایش مشکلات

escalating disputes

افزایش اختلافات

escalating pressure

افزایش فشار

جملات نمونه

the escalating tensions between the two countries are concerning.

افزایش تنش‌ها بین دو کشور نگران‌کننده است.

he is worried about the escalating costs of living in the city.

او نگران افزایش هزینه‌های زندگی در شهر است.

the escalating violence in the region has drawn international attention.

خشونت‌های در حال افزایش در منطقه توجه بین‌المللی را به خود جلب کرده است.

we need to address the escalating issues before they become unmanageable.

ما باید به مسائل در حال افزایش رسیدگی کنیم قبل از اینکه غیرقابل کنترل شوند.

the company is facing escalating competition in the market.

شرکت با افزایش رقابت در بازار روبرو است.

escalating demands from customers are pushing us to innovate.

تقاضاهای در حال افزایش از مشتریان ما را به نوآوری سوق می‌دهد.

the escalating climate crisis requires immediate action.

بحران آب و هوای در حال افزایش نیاز به اقدام فوری دارد.

they are concerned about the escalating risks of cyber attacks.

آنها نگران افزایش خطرات حملات سایبری هستند.

escalating conflicts can lead to serious consequences.

درگیری‌های در حال افزایش می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

the escalating prices of essential goods are affecting everyone.

افزایش قیمت کالاهای اساسی بر همه تأثیر می‌گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید