sweeps the floor
کف را جارو میکند
sweeps away dust
گرد و غبار را پاک میکند
sweeps through town
در سراسر شهر جارو میکند
sweeps the competition
رقابت را جارو میکند
sweeps the board
صفحه را جارو میکند
sweeps in victory
با پیروزی وارد میشود
sweeps the awards
جوایز را جارو میکند
sweeps the stage
صحنه را جارو میکند
sweeps the nation
کشور را جارو میکند
sweeps the field
زمین را جارو میکند
the wind sweeps through the trees.
باد از میان درختان عبور میکند.
the team sweeps the competition.
تیم مسابقه را جارو میکند.
she sweeps the floor every morning.
او هر روز صبح زمین را جارو میکند.
the artist sweeps colors across the canvas.
هنرمند رنگها را روی بوم میکشد.
the news sweeps across the nation.
اخبار در سراسر کشور پخش میشود.
he sweeps her off her feet with his charm.
او با جذابیتش او را از جا میاندازد.
the storm sweeps in, bringing heavy rain.
طوفان وارد میشود و باران شدید به همراه میآورد.
she sweeps her hair back with a clip.
او با گیره موی خود موهایش را به عقب میبرد.
the victory sweep was unexpected.
برنده شدن غیرمنتظره بود.
the dancer sweeps across the stage gracefully.
رقصنده به طور ظریف در صحنه میرقصد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید