sweeps

[ایالات متحده]/swiːps/
[بریتانیا]/swiːps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تمیز کردن; مواد زائد; ولگردها (جمع sweep); شرط‌بندی‌ها (مساوی با sweepstakes)
v. تمیز کردن; پاک کردن; سریع حرکت کردن (فعل سوم شخص مفرد sweep)

عبارات و ترکیب‌ها

sweeps the floor

کف را جارو می‌کند

sweeps away dust

گرد و غبار را پاک می‌کند

sweeps through town

در سراسر شهر جارو می‌کند

sweeps the competition

رقابت را جارو می‌کند

sweeps the board

صفحه را جارو می‌کند

sweeps in victory

با پیروزی وارد می‌شود

sweeps the awards

جوایز را جارو می‌کند

sweeps the stage

صحنه را جارو می‌کند

sweeps the nation

کشور را جارو می‌کند

sweeps the field

زمین را جارو می‌کند

جملات نمونه

the wind sweeps through the trees.

باد از میان درختان عبور می‌کند.

the team sweeps the competition.

تیم مسابقه را جارو می‌کند.

she sweeps the floor every morning.

او هر روز صبح زمین را جارو می‌کند.

the artist sweeps colors across the canvas.

هنرمند رنگ‌ها را روی بوم می‌کشد.

the news sweeps across the nation.

اخبار در سراسر کشور پخش می‌شود.

he sweeps her off her feet with his charm.

او با جذابیتش او را از جا می‌اندازد.

the storm sweeps in, bringing heavy rain.

طوفان وارد می‌شود و باران شدید به همراه می‌آورد.

she sweeps her hair back with a clip.

او با گیره موی خود موهایش را به عقب می‌برد.

the victory sweep was unexpected.

برنده شدن غیرمنتظره بود.

the dancer sweeps across the stage gracefully.

رقصنده به طور ظریف در صحنه می‌رقصد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید