cleans well
به خوبی تمیز میکند
cleans up
تمیز میکند
cleans the floor
کف را تمیز میکند
cleans regularly
به طور منظم تمیز میکند
cleans thoroughly
به طور کامل تمیز میکند
cleaning supplies
لوازم نظافتی
cleaned yesterday
دیروز تمیز شد
cleaning service
خدمات نظافتی
cleaning products
محصولات نظافتی
cleans quickly
سریع تمیز میکند
the diligent housekeeper cleans the entire house every saturday.
خدمتکار کوشا کل هفته یکبار کل خانه را تمیز میکند.
regularly cleans your computer helps prevent viruses.
تمیز کردن منظم کامپیوتر شما به جلوگیری از ویروسها کمک میکند.
she cleans the kitchen after every meal.
او بعد از هر وعده غذایی آشپزخانه را تمیز میکند.
the new cleaning product cleans surfaces effectively.
محصول تمیز کننده جدید سطوح را به طور موثر تمیز میکند.
he cleans his car every weekend with care.
او آخر هفتهها با دقت ماشین خود را تمیز میکند.
the robot cleans the floor automatically.
ربات به طور خودکار کف را تمیز میکند.
the gardener cleans up the fallen leaves in autumn.
باغبانی برگهای ریخته شده را در پاییز جمعآوری میکند.
the software cleans up unnecessary files.
نرمافزار فایلهای غیرضروری را پاک میکند.
the mechanic cleans the engine parts before reassembly.
مکانیک قبل از مونتاژ دوباره قطعات موتور را تمیز میکند.
the wind cleans the air of pollution.
باد هوا را از آلودگی پاک میکند.
the company cleans up its image after the scandal.
شرکت پس از رسوایی چهره خود را پاک میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید