swooped

[ایالات متحده]/swuːpt/
[بریتانیا]/swuːpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به سرعت به سمت پایین در هوا حرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

swooped down

سقوط کرد

swooped in

وارد شد

swooped away

دور شد

swooped past

کنار گذشت

swooped over

بالای آن چرخید

swooped around

دور آن چرخید

swooped back

بازگشت

swooped downwards

به سمت پایین شیرجه زد

swooped through

از میان آن گذشت

swooped silently

به طور نامحسوس شیرجه زد

جملات نمونه

the eagle swooped down to catch its prey.

باز تیز پرواز برای گرفتن طعمه‌اش هجوم آورد.

the kids swooped into the playground after school.

بچه‌ها بعد از مدرسه با سرعت وارد زمین بازی شدند.

the police swooped in to arrest the suspect.

پلیس برای دستگیری مظنون وارد عمل شد.

the bird swooped gracefully through the air.

پرنده با ظرافت در هوا به پایین آمد.

as the storm approached, the dark clouds swooped over the town.

همانطور که طوفان نزدیک می‌شد، ابرها به سرعت بر فراز شهر حرکت کردند.

the hawk swooped low to the ground in search of food.

شاهین برای یافتن غذا با سرعت کم به زمین نزدیک شد.

she swooped in to help her friend in need.

او برای کمک به دوستش که به کمک نیاز داشت وارد شد.

the children swooped down the slide with laughter.

بچه‌ها با خنده از سرسره پایین آمدند.

he swooped into the conversation with enthusiasm.

او با اشتیاق وارد گفتگو شد.

the plane swooped down to land on the runway.

هواپیما برای نشستن روی باند به سرعت به پایین آمد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید