tacky

[ایالات متحده]/'tækɪ/
[بریتانیا]/'tæki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد سبک؛ چسبنده؛ فاقد آداب یا وقار.

جملات نمونه

a tacky old cabin in the woods.

یک کلبه قدیمی و بدسلیقه در جنگل

the whole machine is let down by the tacky keyboard.

کل دستگاه به دلیل صفحه کلید ارزان قیمت دچار مشکل است.

She looks really tacky in that dress.

او در آن لباس خیلی شیک نیست.

ticky-tacky rows of look-alike houses.

ردیف‌های تیکی-تاکی خانه‌های مشابه.

It’s a tacky,nasty little movie,frankly.

صادقانه بگویم، یک فیلم ارزان قیمت و بد است.

They spread a lot of tacky gossip about his love life.

آنها شایعات زیادی در مورد زندگی عاشقانه او پخش کردند.

In boxes made of ticky tacky and they all look just the same.

در جعبه هایی که از جنس تیکی تاکی ساخته شده اند و همه آنها یکسان به نظر می رسند.

even in her faintly tacky costumes, she won our hearts.

حتی در لباس‌های عجیب و غریب ملایم او، او قلب ما را به دست آورد.

Amy Winehouse -- "Exploding beehives above, tacky polka-dots below, she's part 50's carhop horror.

امی واینهاوس - "بالاها لانه زنبور عسل در حال انفجار، پایینها خال خالهای ارزان قیمت، او بخشی از وحشت کارگران پارکینگ دهه 50 است.

Quiet, roomy cabin and off-road adeptness overshadowed by cumbersome curb weight, soft suspenders, and a tacky dash.

کابین آرام و جادار و مهارت در رانندگی در خارج از جاده تحت الشعاع وزن سنگین دست و پا گیر، سیستم تعلیق نرم و داشبورد زننده قرار گرفته است.

نمونه‌های واقعی

This is very tacky. You're forcing me to be tacky, Victor.

این خیلی دمده است. داری مجبورم می‌کنی که دمده باشم، ویکتور.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4

Who cares? Who cares? Those things are tacky.

کی اهمیت می‌ده؟ کی اهمیت می‌ده؟ اون چیزها دمده هستند.

منبع: Toy Story 3 Selection

Just tacky, tacky, tacky - on most people, but not on you Willsy!

فقط دمده، دمده، دمده - روی بیشتر مردم، اما نه شما ویلسی!

منبع: Grammar Lecture Hall

Yet you're by far the tackiest thing here.

با این حال، شما از همه چیزهای اینجا دمده‌تر هستید.

منبع: Howl's Moving Castle Selection

I know, right? That was so tacky.

می‌دونم، درسته؟ اونقدرها دمده بود.

منبع: Wedding Battle Selection

Linoleum started to be seen as tacky, cheap.

لینوئوم شروع به دیده شدن به عنوان دمده و ارزان کرد.

منبع: Vox opinion

Banquettes, tacky wait staff. All of Stefan's friends.

صندلی‌های بنکته، خدمه رستوران دمده. همه دوستان استفان.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

Yeah, and it's beautiful. - And it's tacky.

بله، و زیباست. - و دمده است.

منبع: Modern Family Season 6

This tacky boat ain't going anywhere.

این قایق دمده هیچ جا نمی‌رود.

منبع: Modern Family Season 6

Oh, please. What's tackier than a Friday lunch wedding?

اوه، خواهش می‌کنم. چه چیزی از یک عروسی ناهار جمعه دمده‌تر است؟

منبع: Modern Family - Season 07

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید