tarried too long
خیلی دیر کرد
tarried at home
در خانه ماند
tarried for tea
برای چای ماند
tarried in town
در شهر ماند
tarried with friends
با دوستان ماند
tarried a while
کمی ماند
tarried after school
بعد از مدرسه ماند
tarried until dusk
تا غروب ماند
he tarried at the café longer than he intended.
او بیشتر از حد انتظار در کافه معطل شد.
she tarried in the garden, enjoying the flowers.
او در باغ معطل شد و از گلها لذت برد.
they tarried at the station, waiting for the train.
آنها در ایستگاه معطل شدند تا قطار را منتظر بمانند.
he tarried to help his friend with the project.
او برای کمک به دوستش در پروژه معطل شد.
we tarried at the beach to watch the sunset.
ما در ساحل معطل ماندیم تا غروب آفتاب را تماشا کنیم.
she tarried over her coffee, lost in thought.
او در حالی که غرق در فکر بود، روی قهوه خود معطل شد.
he tarried at the bookstore, browsing through the novels.
او در کتابفروشی معطل شد و در میان رمانها گشت.
they tarried too long and missed the bus.
آنها خیلی دیر معطل شدند و اتوبوس را از دست دادند.
she tarried during the meeting to share her ideas.
او در طول جلسه برای به اشتراک گذاشتن ایده هایش معطل شد.
he tarried in the library, enjoying the quiet.
او در کتابخانه معطل شد و از سکوت لذت برد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید