lingered

[ایالات متحده]/ˈlɪŋɡəd/
[بریتانیا]/ˈlɪŋɡərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مشارکتی linger; به آرامی ناپدید شدن; در یک حالت ادامه یافتن; به نگاه کردن (یا فکر کردن) ادامه دادن

عبارات و ترکیب‌ها

lingered on

مانده بود

lingered longer

بیشتر ماند

lingered in

درون ماند

lingered around

اطراف ماند

lingered still

هنوز ماند

lingered briefly

به طور خلاصه ماند

lingered quietly

به آرامی ماند

lingered softly

به نرمی ماند

lingered behind

پشت ماند

lingered heavily

به شدت ماند

جملات نمونه

the sweet aroma of the cake lingered in the air.

بوی شیرین کیک در هوا باقی ماند.

memories of our vacation lingered long after we returned home.

خاطرات تعطیلات ما برای مدت طولانی پس از بازگشت به خانه باقی ماند.

her laughter lingered in my mind for days.

خنده او برای چند روز در ذهنم باقی ماند.

the tension in the room lingered even after the meeting ended.

حس تنش حتی پس از پایان جلسه در اتاق باقی ماند.

the taste of the delicious meal lingered on my palate.

طعم غذای خوشمزه در ذائقه‌ام باقی ماند.

the sound of the music lingered in the background.

صدای موسیقی در پس‌زمینه باقی ماند.

his words lingered with me, making me reflect.

کلمات او با من ماند و باعث شد فکر کنم.

the fog lingered over the valley until noon.

مه تا ظهر بر روی دره باقی ماند.

the scent of flowers lingered in the garden.

عطر گل‌ها در باغ باقی ماند.

after the argument, a sense of unease lingered between us.

پس از بحث، احساس ناراحتی بین ما باقی ماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید