lingered on
مانده بود
lingered longer
بیشتر ماند
lingered in
درون ماند
lingered around
اطراف ماند
lingered still
هنوز ماند
lingered briefly
به طور خلاصه ماند
lingered quietly
به آرامی ماند
lingered softly
به نرمی ماند
lingered behind
پشت ماند
lingered heavily
به شدت ماند
the sweet aroma of the cake lingered in the air.
بوی شیرین کیک در هوا باقی ماند.
memories of our vacation lingered long after we returned home.
خاطرات تعطیلات ما برای مدت طولانی پس از بازگشت به خانه باقی ماند.
her laughter lingered in my mind for days.
خنده او برای چند روز در ذهنم باقی ماند.
the tension in the room lingered even after the meeting ended.
حس تنش حتی پس از پایان جلسه در اتاق باقی ماند.
the taste of the delicious meal lingered on my palate.
طعم غذای خوشمزه در ذائقهام باقی ماند.
the sound of the music lingered in the background.
صدای موسیقی در پسزمینه باقی ماند.
his words lingered with me, making me reflect.
کلمات او با من ماند و باعث شد فکر کنم.
the fog lingered over the valley until noon.
مه تا ظهر بر روی دره باقی ماند.
the scent of flowers lingered in the garden.
عطر گلها در باغ باقی ماند.
after the argument, a sense of unease lingered between us.
پس از بحث، احساس ناراحتی بین ما باقی ماند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید