tediously

[ایالات متحده]/'ti:diəsli/
[بریتانیا]/ˈtidɪəslɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای خسته‌کننده و کسل‌کننده; به طریقی طولانی و خسته‌کننده.

جملات نمونه

The story is tediously spun out.

داستان به طور خسته‌کننده‌ای طولانی می‌شود.

Her style is tediously prolix.

سبک او به طرز خسته‌کننده‌ای پرگویی است.

To speak tediously or sententiously;moralize.

سخنرانی به طور خسته‌کننده یا با حال و هوای اخلاقی؛ اخلاقی کردن.

The task was tediously boring.

وظیفه به طرز خسته‌کننده‌ای خسته‌کننده بود.

She tediously went through each document looking for errors.

او به طور خسته‌کننده‌ای هر سند را برای یافتن خطاها بررسی کرد.

He tediously cleaned every corner of the house.

او به طور خسته‌کننده‌ای هر گوشه خانه را تمیز کرد.

The process of data entry can be tediously repetitive.

فرآیند وارد کردن داده ها می تواند به طور خسته کننده تکراری باشد.

They tediously reviewed all the evidence before making a decision.

آنها قبل از تصمیم گیری تمام مدارک را به طور خسته کننده بررسی کردند.

The lecture was tediously long and difficult to follow.

سخنرانی به طرز خسته کننده ای طولانی و دشوار بود.

She tediously untangled the knots in her necklace.

او به طور خسته کننده گره های گردنبند خود را باز کرد.

The project required tediously precise measurements.

این پروژه نیاز به اندازه گیری های دقیق و خسته کننده داشت.

He tediously practiced the piano for hours every day.

او به طور خسته کننده هر روز ساعت ها پیانو تمرین کرد.

The book was tediously detailed, making it a challenging read.

کتاب به طرز خسته کننده ای دقیق بود و خواندن آن را دشوار می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید