terminations

[ایالات متحده]/ˌtɜːmɪˈneɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌtɜrməˈneɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل پایان دادن به چیزی؛ نقطه پایان یا نتیجه چیزی؛ نتیجه خاتمه بارداری؛ نتیجه نهایی یا حاصل

عبارات و ترکیب‌ها

contract terminations

خاتمه قراردادها

employment terminations

خاتمه استخدام

service terminations

خاتمه خدمات

early terminations

خاتمه‌های زودهنگام

automatic terminations

خاتمه‌های خودکار

voluntary terminations

خاتمه‌های داوطلبانه

mutual terminations

خاتمه‌های متقابل

legal terminations

خاتمه‌های قانونی

final terminations

خاتمه‌های نهایی

contractual terminations

خاتمه‌های قراردادی

جملات نمونه

there are multiple terminations in the contract.

در قرارداد چندین مورد خاتمه وجود دارد.

the company is facing several terminations this quarter.

شرکت با چندین مورد خاتمه در این فصل مواجه است.

we need to discuss the terminations of the project.

ما باید در مورد خاتمه پروژه صحبت کنیم.

her terminations were based on performance issues.

خاتمه‌های او بر اساس مشکلات عملکرد بود.

all terminations must be documented properly.

همه خاتمه‌ها باید به طور مناسب مستند شوند.

he received several terminations from different clients.

او چندین مورد خاتمه از مشتریان مختلف دریافت کرد.

terminations can lead to legal complications.

خاتمه‌ها می‌توانند منجر به مشکلات قانونی شوند.

the terminations were announced during the meeting.

خاتمه‌ها در طول جلسه اعلام شدند.

understanding the reasons for terminations is crucial.

درک دلایل خاتمه‌ها بسیار مهم است.

they are reviewing the terminations of various contracts.

آنها در حال بررسی خاتمه قراردادهای مختلف هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید