closures

[ایالات متحده]/ˈkləʊʒəz/
[بریتانیا]/ˈkloʊʒərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (دائمی) توقف کسب و کار؛ ورشکستگی؛ پایان؛ نتیجه؛ (موقت) مسدود شدن یک جاده یا پل

عبارات و ترکیب‌ها

school closures

بستن مدارس

road closures

بستن جاده‌ها

business closures

بستن مشاغل

facility closures

بستن امکانات

temporary closures

بستری موقت

permanent closures

بستری دائمی

service closures

تعطیل خدمات

event closures

لغو رویدادها

network closures

قطع شبکه

store closures

بستن مغازه‌ها

جملات نمونه

many businesses faced temporary closures due to the pandemic.

بسیاری از مشاغل به دلیل همه‌گیری با تعطیلی‌های موقت مواجه شدند.

we need to discuss the closures of the local schools.

ما باید در مورد تعطیلی مدارس محلی صحبت کنیم.

the city announced several road closures for maintenance.

شهرداری چندین مورد تعطیلی جاده‌ها برای تعمیرات اعلام کرد.

after the closures, the community came together to support each other.

پس از تعطیلی‌ها، جامعه برای حمایت از یکدیگر گرد هم آمد.

seasonal closures can affect tourism in the area.

تعطیلی‌های فصلی می‌تواند بر گردشگری در این منطقه تأثیر بگذارد.

they implemented safety measures during the closures.

آنها اقدامات ایمنی را در طول تعطیلی‌ها اجرا کردند.

businesses are adapting to the new normal after the closures.

پس از تعطیلی‌ها، مشاغل در حال انطباق با شرایط جدید هستند.

we need to evaluate the impact of these closures on the economy.

ما باید تأثیر این تعطیلی‌ها بر اقتصاد را ارزیابی کنیم.

some closures were necessary to ensure public safety.

برخی از تعطیلی‌ها برای اطمینان از ایمنی عمومی ضروری بود.

the government is planning to lift the closures gradually.

دولت قصد دارد به تدریج محدودیت‌ها را لغو کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید