severance

[ایالات متحده]/'sev(ə)r(ə)ns/
[بریتانیا]/'sɛvərəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قطع، جدایی، تقسیم؛ مبلغی که به یک کارمند در زمان پایان اشتغال پرداخت می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

severance pay

پرداخت غرامت

severance package

بسته‌ی خروج

severance agreement

توافقنامه فسخ قرارداد

severance benefits

مزایای پایان خدمت

severance letter

نامه فسخ قرارداد

severance policy

سیاست فسخ قرارداد

جملات نمونه

the severance of diplomatic relations

قطع روابط دیپلماتیک

the severance and disestablishment of the Irish Church.

قطع ارتباط و انحلال کلیسای ایرلند

she works on the feeling of severance, of being deprived of her mother.

او روی احساس جدایی، احساس محرومیت از مادرش کار می‌کند.

receive a severance package

دریافت بسته ترک خدمت

offer a severance agreement

ارائه توافقنامه ترک خدمت

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید