terms

[ایالات متحده]/tɜːmz/
[بریتانیا]/tɜrmz/

ترجمه

n. شرایط، مقررات در توافقنامه‌ها یا قراردادها؛ عبارات یا واژه‌پردازی؛ دوره‌های زمانی، مانند نیمسال تحصیلی یا مدت زمان رسمی.

عبارات و ترکیب‌ها

in terms

از نظر

terms and conditions

شرایط و ضوابط

on terms

بر اساس شرایط

good terms

شرایط خوب

current terms

شرایط فعلی

long terms

شرایط طولانی

short terms

شرایط کوتاه

terms of service

شرایط خدمات

payment terms

شرایط پرداخت

fair terms

شرایط منصفانه

جملات نمونه

the contract terms were clearly outlined in the agreement.

شرایط قرارداد به وضوح در توافقنامه مشخص شده بود.

we need to review the payment terms before signing.

ما باید شرایط پرداخت را قبل از امضا بررسی کنیم.

the legal terms of the lease are quite complex.

شرایط قانونی اجاره به طور قابل توجهی پیچیده است.

let's discuss the terms and conditions of the offer.

بیایید شرایط و ضوابط پیشنهاد را مورد بحث قرار دهیم.

the company's terms of service have been updated.

شرایط خدمات شرکت به روز شده است.

are the terms of the loan favorable to us?

آیا شرایط وام برای ما مناسب است؟

we agreed on the key terms of the deal yesterday.

ما دیروز در مورد شرایط کلیدی معامله به توافق رسیدیم.

the insurance policy terms cover accidental damage.

شرایط بیمه نامه خسارت تصادفی را پوشش می دهد.

please read the fine print and understand the terms.

لطفاً حروف ریز را بخوانید و شرایط را درک کنید.

the warranty terms are valid for one year.

شرایط گارانتی برای یک سال معتبر است.

negotiating the terms is crucial for a successful outcome.

مذاکره در مورد شرایط برای دستیابی به نتیجه مطلوب بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید