conditions

[ایالات متحده]/kənˈdɪʃənz/
[بریتانیا]/kənˈdɪʃənz/

ترجمه

n.شرایط زندگی یا محل کار؛ محیط مادی که بر چیزی تأثیر می‌گذارد؛ وضعیت آب و هوا، زمین و غیره؛ بیماری‌ها؛ بندها؛ پیش‌شرط‌ها
v. تأثیر گذاشتن یا تعیین کردن؛ پذیرفتن یا رسیدن به یک حالت مورد نیاز؛ رسیدن به بلوغ؛ ادامه تخمیر (برای مثال، آبجو)؛ حفظ کردن (پوست، مو)؛ سالم کردن؛ تعیین شرایط؛ تخصیص نمرات امتحان مشروط

عبارات و ترکیب‌ها

conditions apply

شرایط اعمال می شود

under conditions

تحت شرایط

weather conditions

شرایط آب و هوا

working conditions

شرایط کاری

health conditions

شرایط سلامتی

road conditions

شرایط جاده

conditions changed

شرایط تغییر کرد

meet conditions

برآورده کردن شرایط

ideal conditions

شرایط ایده آل

checking conditions

بررسی شرایط

جملات نمونه

the contract outlines specific conditions for payment.

قرارداد شرایط خاصی را برای پرداخت مشخص می‌کند.

under what conditions can we expect a response?

تحت چه شرایطی می‌توانیم انتظار پاسخی داشته باشیم؟

the weather conditions were ideal for a picnic.

شرایط آب و هوایی برای پیک نیک ایده آل بود.

we need to assess the market conditions before investing.

ما باید شرایط بازار را قبل از سرمایه گذاری ارزیابی کنیم.

the car is sold on the condition that it is as is.

خودرو با این شرط به فروش می‌رسد که همان‌طور که هست.

the experiment was conducted under controlled conditions.

آزمایش تحت شرایط کنترل شده انجام شد.

the loan is approved subject to certain conditions.

وام با توجه به شرایط خاصی تایید شده است.

what are the conditions of the warranty agreement?

شرایط قرارداد گارانتی چیست؟

the team performed well despite difficult conditions.

تیم با وجود شرایط دشوار عملکرد خوبی داشت.

the agreement includes conditions regarding confidentiality.

توافق شامل شرایط مربوط به محرمانگی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید