tight squeeze
فشار زیاد
tight budget
بودجه محدود
tight deadline
مهلت زمانی محدود
sit tight
منتظر بمانید
in the tight
در شرایط محدود
tight schedule
برنامه فشرده
tight credit
اعتبار محدود
tight monetary policy
سیاست پولی سختگیرانه
sleep tight
خواب خوب
air tight
کاملا ضد هوا
tight spot
شرایط دشوار
a little tight
کمی تنگ
tight fit
اندازه مناسب
tight corner
شرایط بغرنج
tight coupling
اتصال تنگ
tight junction
اتصال محکم
tight money
پول کم
gas tight
ضد گاز
water tight
ضد آب
tight market
بازار محدود
a tight wire; a tight drumhead.
سیم باریک؛ سر طبل
a tight suitcase; a tight weave.
یک کیف محکم؛ یک بافت محکم.
a tight argument; a tight style of writing.
یک استدلال محکم؛ یک سبک نوشتاری محکم
tight management; a tight orchestral performance.
مدیریت محکم؛ یک اجرای ارکسترال محکم
a jacket with a tight fit.
یک ژاکت با اندازه تنگ.
a tight lid; tight screws; a tight knot.
درب محکم؛ پیچهای محکم؛ گره محکم.
it was a tight squeeze in the tiny hall.
فشردهبودن در تالار کوچک
slack sails. tight
بادبانهای آرام. سفت و سخت
security was tight at yesterday's ceremony.
امنیت در مراسم دیروز بسیار محکم بود.
he won in a tight finish.
او با نتیجهای نزدیک پیروز شد.
a tight parking spot.
محل پارک تنگ.
it was a tight squeeze in the tiny vestibule.
فشردهبودن در راهروی کوچک
Throat too tight to speak, he nodded.
گلوده آنقدر تنگ بود که نتوانست صحبت کند، سرش را تکان داد.
منبع: 3. Harry Potter and the Prisoner of AzkabanMy favorite outfit was the glittery boots and my bumblebee tights.
لباس مورد علاقه من چکمه های براق و جوراب های زنبوری من بود.
منبع: Before I Met You SelectedEconomics and politics are connected especially tight.
اقتصاد و سیاست به ویژه به شدت به هم مرتبط هستند.
منبع: Foreign Trade English Topics KingThe noose was getting tighter and tighter.
دار به تدریج محکم تر و محکم تر می شد.
منبع: NPR News June 2015 CompilationThey latch on tight and do not let go.
آنها محکم چسبیده اند و رها نمی کنند.
منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation July 2013It's been under a tight microscope lately.
در روزهای اخیر تحت ذره بین شدید قرار گرفته است.
منبع: CNN 10 Student English of the MonthYes.? I read those run really tight...
بله؟ من خواندم که آنها واقعاً تنگ هستند...
منبع: Wedding Battle SelectionHold on tight and close your eyes.
محکم نگه دارید و چشمانتان را ببندید.
منبع: Hobby suggestions for ReactShe shut her eyes tight and jumped.
او چشمانش را محکم بست و پرید.
منبع: Charlotte's WebBeIt's too tight. Gotta change the belt.
خیلی تنگه. باید کمربند رو عوض کرد.
منبع: Friends Season 1 (Edited Version)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید