slack

[ایالات متحده]/slæk/
[بریتانیا]/slæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شل، غیرفعال، سهل انگار
vt. & vi. سهل انگار بودن؛ کند شدن
n. قسمت شل، شلوار شل

عبارات و ترکیب‌ها

slack off

دست و پنجه نرم کردن

slacken the rope

شل کردن طناب

slack schedule

برنامه‌ی شل

slack attitude

نگاه شل

slack season

فصل کم‌تقاضا

slack wax

موم شل

slack adjuster

تنظیم‌کننده آزاد

slack water

آب آرام

slack coal

زغال شل

جملات نمونه

a slack current; slack winds.

جریان آرام؛ وزش باد آرام

Trade is slack this week.

معاملات این هفته کم رمق است.

slack sails. tight

بادبان‌های آرام. سفت و سخت

slack in maintaining discipline.

کمی‌کاری در حفظ نظم.

a slack season for the travel business.

فصل کم‌کار برای کسب و کار مسافرتی.

still some slack in the economy.

هنوز کمی انعطاف‌پذیری در اقتصاد وجود دارد.

they were working at a slack pace.

آنها با سرعت کم کار می‌کردند.

the veteran king of slack chat.

پیرمرد باسابقه پادشاه چت بی‌هدف.

the flow of blood slacked off.

جریان خون کم شد.

Don't get slack at your work.

در کار خود بی‌حوصله نشوید.

Don't slack off in your studies.

در تحصیلات خود بی‌خیال نشوید.

He pulled in the slack of the rope.

او لقی طناب را جمع کرد.

The instructors were slacking on the job.

مدرسان در انجام وظایف خود سهل‌انگار بودند.

slacks with an elasticized waistband.

شلوار با کشمای لاستیکی.

نمونه‌های واقعی

Oh, come on! I have sixteen items! Cut me some slack, will ya?

اوه، بیایید! من شانزده مورد دارم! یکم به من فرصت بده، باشه؟

منبع: EnglishPod 91-180

So cut yourself some slack, because no one is perfect.

پس خودت رو راحت کن، چون هیچ کس کامل نیست.

منبع: Crash Course: Business in the Workplace

So we cut The Eye some slack.

پس ما به چشم فرصت دادیم.

منبع: Lost Girl Season 2

Oh, you got to cut her some slack, she's scared.

اوه، باید بهش فرصت بدی، ترسیده.

منبع: The Best Mom

And who would pick up the slack? Andy would.

و چه کسی باید کارها رو انجام بده؟ اندی انجام میده.

منبع: Lean In

Fourth of July. One, girI was wearing patterned slacks.

چهارم ژوئیه. یکی، دختر شلواری با طرح داشت.

منبع: Go blank axis version

Can't cut you any slack for it, though.

با این حال، نمیتونم بهت فرصتی بدم.

منبع: English little tyrant

But with termites gone, other organisms picked up the slack.

اما با از بین رفتن موریانه‌ها، سایر موجودات کارها رو انجام دادن.

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American December 2020 Collection

When you can't shake the urge to slack off, then let that fuel you.

وقتی نمیتونی جلوی وسوسه بیحالی کردن رو بگیری، بذار اون بهت انگیزه بده.

منبع: Science in Life

Second of all, regarding my jackass brother, cut him some slack.

در ثانی، در مورد برادر احمقم، بهش فرصت بده.

منبع: Our Day Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید