toiling away
زحمت کشیدن
toiling hard
سخت کوشیدن
toiling in vain
بی حاصل زحمت کشیدن
toiling endlessly
بی وقفه زحمت کشیدن
toiling together
با هم زحمت کشیدن
toiling away at
با تلاش زیاد روی... کار کردن
toiling for change
برای ایجاد تغییر تلاش کردن
toiling through nights
شبها تا دیروقت زحمت کشیدن
toiling for success
برای رسیدن به موفقیت تلاش کردن
she has been toiling away at her studies all semester.
او تمام ترم را سخت و طاقتفرسا مشغول تحصیل بوده است.
the workers were toiling in the fields from dawn till dusk.
کارگران از سپیده دم تا غروب در مزارع به سختی کار میکردند.
he spent years toiling to achieve his dream of becoming an artist.
او سالها تلاش کرد تا به رویای هنرمند شدن برسد.
despite toiling for hours, they still couldn't finish the project.
با وجود تلاش برای ساعتها، آنها هنوز نتوانستند پروژه را به پایان برسانند.
the team is toiling to meet the tight deadline.
تیم برای رسیدن به مهلت مقرر سخت تلاش میکند.
toiling under the hot sun can be exhausting.
کار کردن زیر آفتاب داغ میتواند خستهکننده باشد.
after toiling for years, she finally received recognition.
پس از سالها تلاش، او سرانجام مورد توجه قرار گرفت.
they were toiling together to build a better future.
آنها برای ساختن آیندهای بهتر با هم سخت تلاش میکردند.
toiling in silence, he found peace in his work.
در حالی که در سکوت تلاش میکرد، آرامش را در کار خود یافت.
toiling for a cause can bring great satisfaction.
تلاش برای یک هدف میتواند رضایت زیادی به ارمغان بیاورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید